خانم دکتر اِ .ک. مالچانووا
زبان شناس و استاد زبان شناسی فرهنگستان علوم روسیه
آثار:
*بررسي و تصحيح متنهاي سیوندی ژوکوفسکي و مان 1973-1974
* ترجمه چندين متن از زبان فارسي و روسي به سيوندي 1973-1974
* نوشتن صورت صرفي برخي از فعلهای سیوندی 1973-1974
* مباني زبان شناسي ايراني ٬ دستور تاريخي سيوندي 1997
* مجموعه زبانهاي دنيا ٬ زبانهاي ايراني II زبانهاي ايراني شمال غربي ، زبان سیوندی 1999
*حروف اضافه در زبان سیوندی 2001
* زبان سيوندي از ديد همزماني تاريخي 2003
با آرزوی موفقیت و بهروزی برای سرکار خانم دکتر مالچانووا امیدواریم در آینده نزدیک با برپایی همایش بررسی و پاسداشت زبان سیوندی شاهد حضور این سیوند شناس برجسته در سیوند باشیم .
آنگاه که کیش و آیین از دانش تهی می گردد خرافه پیدا می گردد و شرک جای کیش و آیین را می گیرد و کافران نمایندگان و آیین می گردند آنگاهست که مردم از آیین رانده می شود و آیین دستمایه ی ستمگران برای زور و ستم می شود.
در همین سالها نیز آیین در همین نزدیکی از عقل فاصله گرفت و شرک جای آیین نشست آری سالهایی نه چندان دور کسی در شیراز پیدا شد که دعا می داد و می گفت دعا را زیر سر نهید یا بخورانید و...تا بهبودی یابید چندی بعد گفت که با امام زمان (عج) در ارتباط است و نامه ها را به او می دهد چندی گذشت و گفت که خود امام زمان است غیبت کبری را نیز سرانجام داده فتوا و دستور صادر نمود و گفت که درفش قیام و دگرگونی بر دست گرفته ام لختی گذشت و گفت که بالاتر از آن که پیغمبرم از جانب خدای آمده ام کتب دارم و معجزه چون خلیل (ع) آتش گلستان کنم و چون نوح (ع) دیرین گردم و چون عیسی (ع) مرده زنده کنم و کور بینا و ید بیضا دارم چون موسی (ع) و عصا دارم چون بیندازم اژدها برآید و چون بر نیل زنم بشکافد (اتفقا عصا را بر رود خانه خشک شیراز هم زد و آب هم پس رفت اما دیگر هیچگاه بر نگشت) و اگر بمن نشوید چون صالح شما به عذابی سخت دچار می سازم زمان گذشت و کار به یک بار کرد و گفت من خدای زمین و آسمان در آسمان نمی توانستم درست ببینم فرزندان آدم چه می کنند و فرشتگان با هم در نوشتن اعمال رشوه می ستاندند و سوی راستی را به کژی می نهادند پس بر زمین شدم تا از نزدیک به شخصه اعمال آدمیان را در کتابچه اعمالشان بنویسم.
حدود دویست سال از پیدایش سید علی محمد باب در شیراز می گذرد باب با حمایت انگلیس متاسفانه در برخی از نقاط شیعه نشین نفوذ کردن و فرقه ضاله بهایت را بنا نهاد.چون در زمان شاه بهایان از حرمت و احترام بسیار برخوردار بودند پس بسیاری از کسانی که پیرو این فرقه ضاله در آمدند افراد فقیری بودند که که به امید رهایی از این وضع بهایی می شدند اما سران بهایت اکثرا کلیمیانی بودند که مدتی به ظاهر مسلمان و بعدها بهایی می شدند . یکی از دلایل رشد بهایت فقر فرهنگی بوده است چنانچه در جاهایی که خرافات پر رنگ بوده و بی فرهنگی بیداد می کرده بهایت بسرعت رشد کرده است.
زادگاه بهایت شهر شیراز می باشد با گذشت چندین سال هنوز خرافات و باورهای غلط در نزد مردم شیراز بسیار پررنگ تر از سایر نقاط ایران است چنانچه دعا نویسی در هیچ جای ایران همانند شیراز رونق ندارد مردم شیراز به فال بسیار بها می دهند چنانچه فال نخود اساسا ازان مردم شیراز است در هر حال زادگاه بهایت شیراز بوده است و مکان رشد و گسترش آن نیز شهر یزد بوده است دو ناحیه یزد و فارس بویژه ناحیه میان شیراز تا یزد مهمترین مراکز بهایی نشین ایران بوده است.و سیوند را می توان به عنوان تنها ناحیه ای که تهی از بهایی در فاصله یزد تا شیراز بوده است را نام برد در زیر به جمعیت بهایی تنها در استان فارس به نقل از منابع بهایی اشاره می شود. توجه داشته باشید که منابع نوشته پایین همگی از کتب معتبر فرقه ضاله بهایت می باشد.
بهایت در فارس
از دیرباز در استان فارس مناطق متراکم بهائ ی نشین وجود داشت. علاوه بر شهر شیراز،
مناطق آباده، مروست، نی ریز، سروستان، ارسنجان، جهرم، ابرقو، فسا و داراب از مناطق
بهائی نشین فارس است و خانواده های بهائی در سایر نقاط فارس نیز کم و بیش پراکند هاند.
آباده و نواحی مجاور آن مهم ترین مرکز بهائیان فارس و یکی از مراکز مهم بهائیان ایران است . در گذشته مردم شهر آباده به دو طایفه اصلی هرندی و کرج ه ای تقسیم می شدند. هرندی ها عموماً بابی و بهائی شدند و کرج ه ا یها عموماً مسلمان ماندند . {1}
قهرمان میرزا عین السلطنه، که در زمان مظفرالدین شاه مدتی حاکم فارس بود، دربارۀ آباده می نویسد
در این شهر بابی زیاد است و اغلب محترمین از آن طایفه هستند . چندان هم تقیه نمیکنند {2} »
اسدالله فاضل مازندرانی، مورخ بهائی، می نویسد: «.
در آباده ... مرکزی قوی از این فئه انعقاد یافت و عد ه ای کثیر دیگر نیز از اولاد متنفذین و از مؤمنین جدید به عرصه ایمان قدم گذاشتند و شهرت در خدمت یافتند. {3}
برخی از مه مترین روستاهای بهائ ینشین آباده عبارت بودند از: همت آباد،ادریس آباد، صغاد، درغوک، عباس آباد و وزیرآباد{4} در برخی از این روستاها . مانند همت آباد، اکثر یا تمامی اهالی بهائی بودند و در برخی، مانند صغاد و ادری س آباد، بخشی بهائی و بخشی مسلمان . جمعیت روستاهای فوق در سال 1329 ش . به شرح زیر بود :
همت آباد 950 نفر، ادریس آباد 534 نفر، درغوک 580 نفر، وزیرآباد 175 نفر، عباس آباد
150 نفر . {5} در سال 1346 ش . جمعیت روستای مهم صغاد حدود هفت هزار نفر
گزارش شده است {6}
بخش مهمی از روستاهای آباده املاک خاصه خاندان افنان یا موقوفات مرکز بهائیان
بود. خاندان افنان علاوه بر املاک آباده در سایر بخش های فارس نیز روستاهای متعدد
در تملک داشت . از جمله باید به روستای کارزین (در بخش قیروکارزین فیروزآباد )
بود. {7} در سال 1329 جمعیت این روستا 682 نفر « بیان » اشاره کرد که نام بهائی آن
گزارش شده {8} که، علی القاعده، به دلیل سلطه مالکان و مبا شران و کدخدایان بهائی،
تعدادی از ایشان بهائی بودند . نمونه ای از این مباشران بهائی محمد طاهر مالمیری، مبلغ
معروف (نیای خاندان طاهرزاده )، است . مالمیری خود در روستای مزوار (یک فرسنگی
مهریز) دارای مزرعه و خانه ییلاقی بود . وی به مدت ده سال مباشر روستای خرمی بو د
و سپس به عنوان مباشر املاک خاندان افنان در منطقه آباده به این خطه اعزام شد . مدتی
بعد، خاندان افنان روستاهای خرمی و کارزین (در فارس ) را به اجاره او دادند . هفت
سال مستأجر این دو روستا بود . در زمان جنگ ا ول جهانی مأمور گردآوری درآمد
خاندان افنان از املا ک پ هناورشان در فارس و یزد شد و مدتی مباشر روستای طوطک
(بوانات فارس) بود. {9}
همین وضع درباره سایر روستاهای خاندان افنان، از جمله طوطکان و مروست و
خرمی، صادق است . روستای طوطکان (واقع در بلوک بوانات ) از املاک خاندان افنان
بود {10} و در سال 1329 سکنه آن 125 نفر. مروست بلوک بزرگی بود در استان فارس در
مرز کرمان که از غرب به بوانات و از جنوب به نی ریز محدود و مرکز آن روستای
مروست است . این روستای مهم ملک خاصه میرزا محمود افنان بود و پناهگاه مبلغین
فراری بهائی در زمان بلواهای ضد بهائی در یزد . {11} در سال 1329 سکنه روستای
مروست 2542 نفر گزارش شده است . روستای خرمی (بلوک قونقری بخش بوانات ) نیز
چنین وضعی داشت . این روستا ملک خانواده افنان بود و سکنه آن عموماً یا همگی
بهائی بودند . خرمی در اواخر دوره ناصری 400 خانوار زارع داشت . در سال 1329 ش.
سکنه خرمی 1851 نفر ذکر شده است.
در منطقه جهرم فارس نیز برخی نقاط بهائی نشین را می توان یافت . در اواخر قاجاریه، در شهر جهرم بهائیان حضور فعال داشتند و فردی به نام حاجی حسینعلی رئیس ایشان بود . تعدادی از بهائیان جهرم در جریان شورش های ضد بهائی به قتل رسیدند مانند سید حسین روحانی و محمدحسن بن آقا کرب لایی علی و استاد محمدحسن و غیره{12}
در منطقه فلاحی (حاشیه خلیج فارس ) روستایی به نام هندیان (هندیجان) می شناسیم.
نفوس شهیر برخاستند » این روستای ساحلی از مناطق بهائی نشین بود که در میان آ ن ها
{13} «. و آثار بسیار از حضرت عبدالبهاء در حق شان صادر گردید
در زرقان فا رس نیز تعداد ی بهائی وجود داشت و برخی بهائیان سرشناس به این
محل تعلق دارند مانند ملا عبدالله فاضل زرقانی، میرزا عبدالاحد بن میرزا جلال زرقانی،
میرزا محمود زرقانی و برادرش میرزا احمد، ملا جلال بن ملا عبدالله (نیای خاندان
بکایی) و غیره. {14}
دو منطقه مهم نی ریز و سروستان فارس نیز به عنوان محل سکونت گروه قابل توجهی از بهائیان شهرت داشت . نی ریز در تاریخ بابی گری و بهائی گری دارای جایگاه برجسته ای است و هماره به عنوان یکی از مراکز مهم بهائیان شناخته می شده . {15}
سروستان (و منطقه مجاور آن یعنی ارسنجان) نیز وضع مشابهی داشته است.
منابع:
1- . عزیزالله سلیمانی اردکانی، مصابیح هدایت ، تهران : لجنه ملّی نشر آثار امری، 106 بدیع [ 1328 ش.]،
. ج 2، ص 187
. 2- . قهرمان میرزا سالور، خاطرات عین السلطنه، تهران: اساطیر، 1376 ، ج 2، ص 1449
22 . اسدالله فاضل مازندرانی، تاریخ ظهورالحق ، تهران : موسسه ملی مطبوعات امری، 131 بدیع، جلد هشتم،
. قسمت اول، ص 585
.185 ،178 ، 23 . مصابیح هدایت، ج 2، صص 172
. 3- . سرتیپ حسینعلی رز مآرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، تهران: دایره جغرافیایی ستاد ارتش، 1329 ، ج 7
4- . نعمت الله ذکایی بیضایی، تذکره شعرای قرن ا ول بهائی، مؤسسه ملّی مطبوعات امری، 126 بدیع
. 1348 ش.]، جلد سوم، ص 24 ]
. 5- . مصابیح هدایت، ج 5، ص 336
6- . آمار جمعیت روستاها در سال 1329 ش . همه از مجلدات ده گانه فرهنگ جغرافیایی رز مآرا اخذ شده
است.
.336-. -7مصابیح هدایت، ج 5، صص 330
. -8 همان مأخذ، ص 344
. -9 . تذکره شعرای بهائی، ج 3، ص 18
. -10تاریخ ظهورالحق، ج 8، ق 1، ص 599
.600- -11همان مأخذ، صص 599
-12. تاریخ ظهورالحق، ج 8، ق. 2567- 132 بدیع، صص 564-855
-13. درباره نقش بابی های ن یریز در شور شهای باب یگری مراجعه شود به : محمدعلی فیضی، ن ی ریز
مشکبیز، تهران: مؤسسه ملّی مطبوعات امری، 130 بدیع . برای آشنایی با تعدادی از رجال مهم بهائی
.582- ن یریز مراجعه شود به : تاریخ ظهورالحق، ج 8، ق 1، صص 576
-14 . تذکره شعرای بهائی، ج 3، ص 329
"""""""""درد سنگین است و درد بی فرهنگی و نادانی سنگین تر درد تاراج و تحریف بس سنگین تر و درد تخریب و غارت و دزدی آنهم تاریخ چندهزار ساله دردی است که در درد نمی گنجد چه دردناک گفت:
از درد گفتن از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردی است
درد حس را می آفریند و حس شعور و فهم را پدیدار می کند پس آنکه درد را حس ننمود زنده نیست مرده است زنده درد را حس می کند چه دردی غمناک تر و سنگین تر از تخریب نیاکان و اجداد چندهزار ساله یک قوم باستانی و متمدن،چه غمی دردناکتر از نافهمی و نادانی برخی افراد که خویش را قیم مردم می دانند اما با دشمن مردم می آمیزند.""""""""""""
چشمه باستانی و معدنی "لیءرَک" سیوند در فاصله چندصد متری در جنوب غربی سیوند کنونی از زیر کوهی مرتفع از رشته کوههای سیوند بنام "اُؤشاءگاء" سیوند می جوشد بر روی این چشمه حوضی سنگی دایره ای شکل به شعاع 5تا 6 متر با چندین متر ارتفع قرار داشت(متاسفانه ای حوض تاریخی و کهن با احداث کارخانه آبمعدنی پارس در کنار آن بطور کلی اکنون توسط کارخانه ویران گشته است) ارتفاع حوض بدرستی قابل اندازه گیری نبود چون تنها چند متر آن بیرون آب و بقیه درون آب و حتی در زیر سنگهای کف آن بود. دهانه ای در طرف شرق حوض کهبا معماری طاق هلالی ایرانی آب را به بیرون از حوض می راند.این آب که در دوران هخامنشی و ساسانی در نزد پارسیان بسیار ارزشمند بوده است زمینهای بسیاری را که همه ازان مردم سیوند بوده است را آبیاری می کرده است در کناره این چشمه آسیابی با دو مخزن آب بسیار بزرگ وعمیق دیده می شود که تنها آسیاب گریز از مرکز جهان را تشکیل می دهند همواره در اکثر نقاط جهان نیروی سیالی آب باعث چرخاندن پره ها یا سنگ آسیاب می شده است اما سنگ این آسیاب بوسیله نیروی حاصل از فرآیند گریز از مرکز به چرخش می افتاده است که این خود این آسیاب را در جهان منحصر به فرد می کند.متاسفانه این اثر تاریخی تاکنون هنوز در آثار ملی کشور به ثبت نرسیده است با احداث کارخانه آب معدنی نیز همه آن آب خروشان به درون کارخانه هدایت می شود از آن جوی خروشان امروزه تنها یک شلنگ آب باقی مانده است.
تنها آب انبار گریز از مرکز جهان نیز شاید تا مدتی دیگر همچون حوض سنگی و تاریخی "لیءرَک" سیوند نبود شود پس همه با هم بپا خیزیم که وقت بسیار تنگ است سکوت همه ما از مرگ هم شاید بدتر باشد پس از همین وبلاگ سکوت و خواب خویش را بشکنیم و با بیرون راندن اعتراض خود در نظر بدهید وبلاگ با هم به علیه دشمنان سیوند و ایران بشوریم.
متاسفانه در سالهای اخیر سکوت مردم سیوند و بی عرضه گی و حتی کنار آمدن شورای سیوند با دشمنان سیوند و بی اهمیتی و دشمنی عمیق مسولین محلی (مرودشت،سیدون و...)باعث لطمات جبران ناپذیر به فرهنگ و هویت قوم چندهزارساله سیوند گردیده است.
متاسفانه مردم سیوند در چندسال اخیر شاهد ساخت کارخانه آبمعدنی در کنار این چشمه بوده اند.این کارخانه در آغاز به تغییر نام چشمه داده و آنرا به چشمه سادات تغییر نام داده اگرچه بر روی بطری آبمعدنی نوشته شده که قدمت این چشمه به زمان آریایی ها و هخامنشیان برمی گردد اما پرسش اینجاست که واژه عربی سادات در زمان هخامنشیان چه می کرده؟
سکوت بیش از حد مردم سیوند باعث گستاخی بیش از حد این کارخانه شده است آیا وقت آن نرسیده که این خفتگی و خواب گران مابه پایان رسد؟
عکس های تنها آسیاب گریز از مرکز جهان (نیروی ثقل،سانتریفیوژ) را در ادمه مطلب ببینید توجه فرماید که فاصله این "لیءرَک" با سیوند آنقدر کم است که در عکسها سیوند و باغهای آن نیز مشاهده می شود اما هیچ نامی در روی بطری آب معدنی از چشمه سیوند نیامده است.
"دَ مریم"
"دَ فاطمه"
"دَ نرگس"
"دَ زهرا"
"دَ گلی"
"دَ زینب"
"دَ افسانه"
"دَ سکینه"
" هُ یَ باء سُؤ"
" هُ یَ باء شَفتاءلیٍ"
" هُ یَ باء دوء"
" هُ یَ باء لُپوٍ"
" هُ یَ باء خاءرِج"
" هُ یَ باء روؤاءسک"
" هُ یَ باء نیٍجوٍ سیءر"
" هُ یَ باء دیءشُؤ"
"کاء جلیل"
"کاء محمدعلی"
"کاء علی"
"کاء محمد"
"آءلوٍ کاظم"
"آءلوٍ کاکاجان"
"آءلوٍ حسن آقا "
"آءلوٍ عزیز"
"آءلوٍ غلامحسین"
"آءلوٍ نمکی"
"دُؤاء ماه گل "
"دُؤاء فاطمه "
"دُؤاء طلعت "
"دُؤاء رقیه "
"باآء محمد "
"باآء حسن "
"باآء رضا "
"باآء اکبر "
بدون شرح....
ابزارهاي سنگي شامل تيغهها، تراشهها، سنگهاي مادر و دورريزها و همچنين دادههاي استخواني مربوط به حيوانات در لايهاي به ضخامت دو متر، در پشت سد سیوند کشف شد. آثار يافت شده به دوره نوسنگي بدون سفال مربوط ميشود که قدمت آن هزاره ششم قبل از ميلاد يعني 8 هزار سال قبل تاريخ گذاري شده است.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ دومين فصل از کاوشهاي باستانشناسي تپه رحمتآباد فارس درحالي به انجام رسيد که آثاري از دوره نوسنگي بدون سفال با قدمتي حدود 8 هزار سال در اين تپه باستاني کشف شد. اين تپه پيش از اين و طي کاوشهاي نجات بخشي تنگه بلاغي به علت نزديکي به سد سيوند مورد کاوش قرار گرفته بود.
«محمدحسين عزيزي خرانفي»، سر پرست هيات کاوش تپه رحمتآباد فارس دراينباره بهCHN گفت:« دومين فصل کاوشهاي باستانشناسي با همکاري بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد با هدف شناسايي توالي و تسلسل ادوار تاريخي و پيش از تاريخي فارس آغاز شد که قديميترين دوره فرهنگي يافت شده در اين تپه مربوط به دوران نو سنگي بدون سفال ( p.p.m) بوده که ضخامت لايههاي کشف شده 2 متراست.»
وي در ادامه گفت:« از اين دوره ابزارهاي سنگي شامل تيغهها، تراشهها، سنگهاي مادر و دور ريزها و همچنين دادههاي استخواني مربوط به حيوانات شناسايي شد.»
عزيزي با اشاره به اينکه، در اين دوره حتي يک قطعه سفال به دست نيامد گفت:« لايههاي اين دوره شامل خاک سوخته، خاکستر و خاک متراکم است که از تمام لايههاي فوق نمونههاي محيطي جهت شناورسازي و تاريخ گذاري براي مطالعه بيشتر برداشته شده است.»
از ديگر دورههاي يافت شده در اين تپه مربوط به دوره نو سنگي با سفال بوده که اين دوران در فارس به عنوان دوره موشکي معروف است.
ضخامت لايههاي دوره نوسنگي جديد (با سفال) 1.5 متر است. از اين دوره آثار فرهنگي شامل سفالهاي شاخص دوره موشکي با نقوش هندسي ويژه و بافت زمينه قرمز رنگ شناسايي شده است.
همچنين انواع ابزارهاي سنگي، دور ريزهاي ابسيدين، ابزارهاي استخواني، توکنهايي از جنس گل پخته، پيکرک و... شناسايي و کشف شد که تاريخ تقريبي و مطالعات مقايسهاي با محوطههاي همزمان که گزارش آن منتشر شده حدود هزاره ششم ق.م است. به دليل ابعاد کوچک کاوش در اين دوره، تيم کاوش موفق به شناسايي معماري مربوط به آن نشد.
علاوه بر آثار دوره موشکي، شواهد سفالي از دوره (Jeri) و شمس آبادمرودشت نيز در اين دوره شناسايي شده است. سفالهاي جري، موشکي و شمس آباد در ترانشه پيش رو که در گوشه شمال غربي ترانشه c ايجاد شده بود همرا با يکديگر به دست آمدهاند.
مطالعات باستانشناسي نشان ميدهد که تپه رحمت آباد پس از نزديک به 1500 سال وقفه در 4500 قبل از ميلاد دوباره توسط صنعتگران و سفالگران مدفون شده و گسترش تپه از شمال به سمت جنوب بوده است. از اين دوران کورههاي بزرگ سفالگري، ظروف کامل سفالي شاخص اين دوره، انواع ابزارهاي سنگي و ابسيديني، پيکرک و انواع سر دوکها، ابزارهاي استخواني، مهر مسطح، اشياء گلي مربوط به کنترل درجه حرارت کوره، سفالهاي خام و تعداد بسيار قطعات سفالي، لايههاي قطور خاکستر مربوط به فعاليتهاي صنعتي شناسايي شده است.
عزيزي تاکيد کرد:« کورههاي به دستآمده در اين دوره در تپه رحمت آباد مستطيل شکل و داراي بخشهايي مجزايي آتش دان و سکوي قرار گيري سفال است. به دليل تخريب بسيار گستردهاي که در سنوات اخير و پس از کاوشهاي اولين فصل به وجود آمده بافت معماري اين دوره بسيار آسيبپذير و تنها دو رج از خشتهاي آن باقي مانده است.»
تپه رحمت آباد در دوره وقفه خود يکي از مراکر توليد سفال برا ي تجارت به مناطق مختلف و مجاور به شمار ميرفته است. لذا شواهدي از زندگي عامه نشيني و سفالهاي مرتبط با اين نوع زندگي در دست نيست.
پيدا شدن مقادير زيادي توکنهاي گلي با فرمهاي مختلف، همچنين يافتن مهري استامپي با نقوش هندسي خود مويد اين نکته است.
قابل ذکر است که اين محوطه در دوره مذکور مرکز توليد ابزارهاي سنگين نيز بوده و همچنين پيدا شدن بالغ بر چند هزار قطعه ابزار سنگي شامل انواع سنگهاي مادر، انواع تيغهها ، تراشهها، ريز تيغهها و دور ريزها در کنار يکديگر نشان دهنده توليد محلي اين گونه ابزارها در تپه رحمت آباد است.
عزيزي با بيان اينکه، پس از دوره وقفه تاريخي آثار بسيار اندکي از دوره باکون الف از لايههاي مضطرب سطحي از ترانشه c از فصل قبل شناسايي شده اظهار داشت: «اين آثار تنها شامل چند قطعه سفال است و به نظر ميرسد در دوره هخامنشي با توجه به موقعيت استراتژيک تپه در تنگه بلاغي و جهت کنترل مسير شاهي (راه شاهي) بين پاسارگاد و تخت جمشيد هخامنشيان سطح تپه را کاملا مسطح کرده و آثار دوران باکون الف را به کلي از بين بردهاند و سپس روي سطح هموار شده با استفاده از خاک خود تپه سکوي بزرگ خشتي به ارتفاع 2 متر بنا کرده اند. وجود قطعات سفالهاي پيش از تاريخ بين خشتهاي دوره هخامنشي خود مويد اين نکته است.»
از دوره هخامنشي تنها سکوي خشتي شناسايي شده، زيرا در دوره متاخر اسلامي سطح تپه رحمت آباد به عنوان گورستان مورد استفاده عشاير کوچ رو منطقه قرار گرفته و تراکم قبور اين دوره موجب از بين رفتن کامل آثار هخامنشي روي تپه شده است.
اضطراب حاصل به دليل حفر اين قبرها باعث شد نتوان در مورد جايگاه تپه رحمت آباد و کاربري آن در دوره هخامنشان اظهار نظر روشني داشت.
تپه رحمت آباد در کنار بزرگراه شيراز- اصفهان در دهانه تنگه بلاغي قراردارد و داراي موقعيت خاص از نظر کاوشهاي باستان شناسي و اطلاعات ارزشمند از دورههاي مختلف پيش از تاريخ و تاريخي است.
اين محوطه در نزديکي سد سيوند واقع شده و در پشت درياچه اين سد است. به همين علت آبگيري سد سيوند هيچ خطري براي اين محوطه باستاني ندارد.
اولين فصل کاوشهاي باستان شناسي تپه رحمت آباد به سرپرستي حسن فاضلي نشلي همزمان با پروژه نجات بخشي تنگه بلاغي در تيرماه 84 آغاز و به مدت 1 ماه به طول انجاميد. طي اين کاوشها 3 ترانشه بزرگ 10در10 متر و سه ترانشه کوچک لايهنگاري در بخشهاي مختلف تپه انجام شد. در اين کاوشها نخست بخشهايي از کورههاي صنعتي توليد سفال در ترانشه c شناسايي شد که به دليل کمبود زمان کاوش، نيمه تمام رها شد که نتيجه کاوشهاي اوليه شناسايي و معرفي تپه رحمت آباد به ان مرکزي صرفا صنعتي برا ي توليد سفال و ابزارهاي سنگي در 4500 ق.م بود.
منبع:
تارنمای سازمان گردشگری و میراث فرهنگی کشور
www.CHN.ir
چه زیبا بود آن روزهای زیبا که سیوند و سیوندی زیبا بود آنروزها که چکمه های دژخیمان بر سرزمین خدایی سیوند پای ننهاده بود و سیوندی در برابر هجوم زبان فارسی چون دژی استوار و سترگ ایستاده بود افسوس که چگونه پای بیگانگان به درون این دژ باز شد و از پشت بر زبان سیوندی تیر زدند و به کمک زبان فارسی شتافتند و سیوندی این کهن دژ زنده و پاینده را به زانو در آوردند و امروز این جمله در سیوند چه بسیار به گوش می رسد "از روزی که زن غریبه در سیوند پیدا شد زبان سیوندی هم نابود شد" و یا چه نیک و پسندیده است این "گَپ ؤاءش,/ضرب المثل" معروف سیوندی که می گوید "آءدَم دِتشاء به گاآءباءن یٍ سیٍوَندیٍ بوٍدوٍ ب, قَریٍب نَدوٍ/ آدم دخترش را به گاوچران سیوندی بدهد اما به غریبه ندهد"آری مردم سیوند وصلت با غریبه ها را کاری نیک نمی پندارند اما بدبختانه همین کار نکوهیده موجب آسیب های فراوان به زبان و فرهنگ کهن سیوند گردیده است.
اگر نگاهی به سیوند و مردمان آن بیاندازیم خواهیم دید که افرادی انگشت شمار از کهن سالان سیوندی به زبان سیوندی سخن نمی گویندبسیار شگفت زده می شوید چرا در روزگاری که همه مردم سیوندی را چون پدر و مادر خویش پاس می داشته اند چرا این افراد به سیوندی سخن نمی رانند تعداد این افراد کهن سال سیوندی شاید در کل سیوند به ده نفر هم نرسد اما با کمی دقت متوجه خواهی شد که این افراد حاصل یک ازدواج سیوندی با غیر سیوندی می باشند.متاسفانه قضیه به همین جا ختم نمی شود بلکه فرزندان نوه ها و ... نیز دیگر سیوندی سخن نمی گویند مثلا می توان فردی را پیدا کرد که سیوندی حرف نمی زند با کمی کنجکاوی متوجه خواهی شد که مثلا مادر پدر این شخص یا پدر مادر این شخص سیوندی نبوده است و همه فرزندان این شخص در هجوم همه جانبه فارسی (از رادیو تلویزیون گرفته تا مدرسه و روزنامه و...) سیوندی را کنار گذاشته و فارسی سخن می گویند.
در گذشته ازدواج با غریبه ها با آنکه بسیار اندک هم بود با امروز بسیار متفاوت بود علاوه بر آنکه یک مرد سیوندی با یک زن غریبه وقتی که ازدواج می کرد در سیوند زندگی می کرد اگر یک زن سیوندی نیز با یک غریبه ازدواج می کرد مرد غریبه باید در سیوند زندگی می کرد و حق نداشت زن سیوندی خویش را از سیوند بیرون ببرد.
اما قضیه امروز بر عکس شده است علاوه بر آنکه در هنگام ازدواج یک زن سیوندی با مرد غریبه زن سیوندی باید از دیار آبا و اجدادی خویش رخت بر بندد و کوچ کند اگر یک مرد سیوندی نیز با یک زن بیگانه ازدواج نماید زن غریبه یا پیش از ازدواج شوهر سیوندی خود را از سیوند بیرون می برد یا پس از چند ماه ازدواج شوهرش را وادار به ترک سرزمین نیاکان خویش می کند. که این عوامل روزگاری غمناک تر از گذشته را برای سیوندیان رقم می زند و علاوه بر نابودی فرهنگ و زبان چند هزار ساله سیوندی خود سیوندیان را نیز به کام مرگ می کشاند.
با ازدواج با سیوندیان با یک تیر هزار نشان را هدف بگیریم هم از فرهنگ و زبان کهنتان پاسداری کنیم آسایش گذشته حال و آینده خویش،فرزندان و همچنین اجداد و نیاکانمان را فراهم سازیم.
ازدواج دختران و پسران سیوندی باهم محاسن و نیکی ههای بسیاری دارد که تنها دو مورد را اشاره کرده ایم با نوشتن خوبی ها و محاسن و پیامدهای خوش ازدواج های سیوندی_سیوندی در نظر بدهید همین بخش در ثواب پیروزی، موفقیت و بهروزی همه سیوندی زبانان شریک شویم.
زبان سیوندی زبان مردمان سیوند فارس است که آواشناسی همچنین واژگان آن حکایت در بازماندگی زبان سیوندی از زبان مادی دارد برخی می پندارند که سیوندی بازمنده زبان هخامنشیان است اما قدمت سیوند بس دیرینه تر از هخامنش بلکه به مادها و عیلامی ها باز می گردد. یکی از ویژگی های بارز و منحصر بفرد سیوندی که سیوندی را از دیگر زبانهای ایرانی و حتی زباهای دنیا متمایز می دارد قرار گیری در ناحیه ای است که حتی نزدیکترین روستا به سیوند هم به زبان سیوندی تکلم نمی نمایند و سیوندی را نیز نمی فهمند در صورتی که در همه جا حتی دو زبان ویا گویش و لهجه مجزا نیز که در همسایگی هم بکار گرفته می شوند بسیار بهم شبیه و از یک قاعده و اصول خاص پیروی میکنند ویژگی دیگر سیوند تعداد اندک زبانوران (کسانی که به سیوندیسخن می رانند) و ناحیه جغرافیایی محدود (تنها در سیوند) می باشد برای نمونه زبانهای ایرانی چون کردی، پشتو بلوچی گیلکی و.... گاها جمعیتی میلیونی را تشکیل می دهند که این ویژگی زبان سیوندی آنرا آسیب پذیرتر می کند.
با همه این ویژگی ها سیوندی را می توان حلقه اتصال همه زبانهای ایرانی در یک ناحیه و جمعیت محدود دانست.
علاوه بر ویژگی آواشناسی زبانی در بررسی واژگان نیز سیوندی را می توان حلقه پیوستگی و گردآوری زباهای ایرانی دانست چناچه بسیاری از واژگانی که در بسیاری از زبانهای ایرانی رو به فراموشی رفته یا دچار کمرنگ شدن نقش زبانی شده اند را می توان زنده و پویا در زبان سیوندی یافت.سیوندی هم به زبانهای شمال غربی و هم به زبانهای جنوب غربی همچون بختیاری،لری،فیلی نیز نزدیکی دارد .به شباهت واژگانی سیوندی با برخی از زبانهای ایرانی نگاه کنید توجه داشته باشید این تنها اندکی از واژگان یکسان می باشد.
توجه داشته باشید که این واژگان نه سیوندی است و نه زبان مقابل چون گیلکی،بلوچی،تالشی و....بلکه همه این واژگان واژگان ایران باستان اند که در این زبانها باقی مانده است ویژگی مهم سیوندی باقی ماندن و نگه داشت واژگان بیشتری از زبانهای ایران باستان می باشد.
.
سمنانی
سمنانی رده ای از زبانهای ایرانی –غربی-شمال غربی است که در حوالی شهر سمنان و اطراف آن تکلم می گردد این زبان از نظر دستور و صرف و نحو بسیار به زباهای باستانی شبیه است سمنانی هم از نظر دستور و صرف و نحو به سیوندی بسیار شباهت دارد هم از نگاه واژگان به یکسانی واژگان سیوندی و سمنانی نگاه کنید
فارسی / sivandi/ semnani
گل / vel / vela /
سگ / esbe-espe / espa
دختر / det / dota
پول / pil / pil
باد / vay / va
خانه / diye / kiya
یازده / yazza / yazza
ما / hame / hame
سنگسری
سنگسری نیز زبان مردمان سنگسر (مهدی شهر ) و عشایر و روستاییان اطراف آن در استان سمنان می باشد سنگسری نیز همانند سمنانی جز زبانهای ایرانی شاخه غربی- شمال غربی است و با سمنانی نیز نزدیکی بسیار دارد.بنابراین با سیوندی نیز نزدیکی دارد.
فارسی / sivandi/ sangesari
برف / varf / varf / snow
سگ / esbe-espe / espa
دختر / det / dot
سفید / esbid / esdi
بیست / vis / vist
بلوچی
بلوچی نیز از زبانهای ایرانی غربی-شمال غربی است اما در جنوب شرق ایران متمرکز شده است متکلمین زبان بلوچی در استان سیستان و بلوچستان ایران همچنین ایالت مکران پاکستان ساکن می باشند.
فارسی / sivandi/ Balochi
دهان / kap / dap
صورت / dim / dim
دختر / det / dot
سفید / espid / espid
شتر / oshter / hoshter
کبک / kowg / kug
سرگین غلطان /qazuk
زیر / shi / shir
بختیاری
بختیاری اگرچه جز زبانهای غربی-جنوب غربی می باشد اما با سیوندی نزدیکی دارد زبانوران بختیاری را می توان در عشایر و ساکنین استانهای چهارمحال بختیاری و شمال خوزستان یافت بختیاری از نظر ادبیات شفاهی بسیار غنی است.
فارسی / sivandi/ Bakhtiari
سنگ / vard / bard
پسر / kor / kor /
خر / har / har /
دود / did / di
خواهر / dadiya / dada
گنجشک / bonjeshk / bingisht
زنبورعسل / magas / mayas
فیلی
فیلی از زبانهای ایرانی است که در استان ایلام بخش هایی از استان همدان و کرمانشاه همچنین شیعیان غیر عرب جنوب عراق سخن رانده می گردد فیلی های عراق در شهرهای بدره، خانقين و مندلي ساکن می باشند فیلی به لری و کردی شباهت دارد.
فارسی / sivandi/ feyli
بینی / pet / pet
سنگ / vard / bard
خواهر / dadiya / dada/
پسر / kor / kor
دود / did / di
تالشی
تالشی نیز از زبانهای ایرانی شاخه غربی-شمال غربی می باشد زبانوران این زبان در غرب استان گیلان،شرق استان اردبیل و بخشهایی از جمهوری آذربایجان مستقر می باشند.
فارسی / sivandi/ Talysh
پل / perd / pard /
سگ / esbe / esbe
زیبا / khash / khas /
گفت / wat / vata
سفید / esbid / esdi
شیر / shet / shet
آهن / osan / owsen
زبانهای ایران مرکزی
زبانهای ایران مرکزی جز زبانهای ایرانی غربی-شمال غربی می باشند این زبانها که همگی از یک نوع آوانویسی خاص پیروی می کنند بر کناره کویر مرکزی ایران مستقر می باشند استانهای مرکزی،اصفهان،قم،یزد و کرمان از مراکز مهم این دسته زبانی می باشند از گونه های مهم این زبان نیز می توان به ابیانه ای، آشتیانی، نطنزی،خوانساری،کلیمیان و زرتشتیان یزد و کرمان و.... اشاره کرددر اینجا برای نمونه به بررسی دو زبان مهم این دسته یعنی آشتیانی و خوانساری می پردازیم.
فارسی / sivandi/ Central Iranian language(ashtiani)
برف / varf / varfa /
سگ / esbe / esba
باران / vara(n) / varan
ها(جمع) / gar / gal
فارسی / sivandi/ Central Iranian language(khansari)
سگ / esbe / esba
جان / giyan / giyun
باران / vara(n) / varun
ما / hame / hame
آذری
این زبان نیز از زبانهای ایرانی غربی-شمال غربی می باشد که در در غرب استان تهران استان قزوین و شرق استان زنجان و جنوب گیلان اشاره کرد از مناطق برجسته آن نیز می توان به الموت،تاکستان، طالقان و... اشاره کرد.
فارسی / sivandi/ Azari
پیراهن / hala / khala
سگ / esbe / esbe
گل / vel / vel
شیر / shet / shet
برف / varf / / var
بز / bez / bez /
گیلکی
گیلکی از زبانهای ایرانی غربی-شمال غربی می باشد مرکز اصلی این زبان استان گیلان و شهر رشت می باشد اما متکلمان آن بطور پراکنده در استانهای مازندران،قزوین، گلستان، تهران ، اردبیل، سمنان و جمهوری آذربایجان یافت می شوند.
فارسی / sivandi/ Gilaki /
صورت / dim / dim /
پل / perd / purd /
برو / beshe / boshu
سایه / nesä / nesä
ستاره / esare / / esare
زن / zhen / zhena
اورامی
اورامی از قدیمی ترین گویش های کردی است بالطبع از زبانهای ایرانی غربی-شمال غربی محسوب می شود ناحیه اصلی این زبان اورامانات تخت در استان کردستان می باشد
فارسی / sivandi/ urami
برف / varf / varb
روسری / lachak / lachke
ستاره / esare / hesare
باران / vara(n) / varan
بره / vare / vare
قرار گیری سیوند میان دو نقطه باستانی و حوزه اصلی زبانشناسی هخامنشی و ساسانی یعنی پارسه-پاسارگاد و کتیبه های بسیار برای مطالعه زبان و خط ایران باستان نیز یکی دیگر از عوامل مهم ضرورت ایجاد دانشگاه زبانهای باستانی در سیوند می باشد.
امروزه در تمامی زبانهای دنیا بنیاد ویا پژوهشگاهی بنام فرهنگستان زبان وجود دارد یکی از وظایف فرهنگستان جلوگیری از نفوذ واژگان بیگانه و واژه سازی واژگان جدیدی بر اساس نیاز زمان ساخته می شوند در سالهای اخیر واژگان جدیدی تولید شده به نظر شما وظیفه ما در زبان سیوندی چیست؟
1-واژگان بیگانه را همین طور بی حساب وکتاب وارد سیوندی کنیم؟
2- مانند تمام زبانهای دنیا بویژه زبانهای کشورهای پیشرفته واژه سازی کنیم و مانع از ورود فله ای واژگان بیگانه شوینم؟
نظر خود را حتما برای ما بفریستید اگر با گزینه 1 موافقید دلیلتان واگر با گزینه 2 علاوه بر دلیلتان بفرمایید شما برای واژگان تازه تولید شده زیر چه واژه سیوندی را پیشنهاد می کنید؟
1-زیرگذر
2-دربست
3-کارخانه
4-بازیافت
5-پاسیو/گلخانه
آبریز
زیرسازی
آسانسور/بالابر
فشارخون
رفت و آمد
آب نما
خوابگاه
یگانه سوز
دوگانه سوز
خانه سالمندان/آسایشگاه
اگر واژه خارجی دیگری را هم فکر می کنید باید سیوندی سازی کنیم برای ما بفرستید!با تشکر
باورها و اعتقادات مردمان یک سامان فرهنگی ژرف و کهن را در بستر زمان پدیدار می آورند که با گذشت سالها و سده های بسیار زندگی مردمانش می گردند و با آیین ها،رفتارها و کنش هایش می آمیزند گستره سترگ از خاطره و یادهای مردمان را جان می دهند و خاطره و یادهای مردمان و کسان از خویش با همین باورها در یادهای خود و کسانشان ماندگار می گردند.اگرچه بسیاری از این باورها جنبه دانشی و راستی ندارد اما برای همه ما بسیار گرام و سترگ اند نه از آن سو که از جنبه دانشی و راست گونه بودن بی بهره اند و خرافات نامیده می گردند بلکه از آن سوی که در اندیشه و پندار و کردار گذشتگان ما رفته اند و همسان اندیشه و کار و کردار آنان گردیده و خاطر و یاد گذشتگان ما را پدید آورده اند از آن سوی که بازتاب و پژواک اندیشه،کردار و گفتار مردمانی اند که در آن زیسته اند و این آیین ها از درون زندگی آنها بر آمده است.از آن سو که دیرینگی همراستا با دیرینه نیاکان و آبای کسان خویش دارند.از آن سوی که این باورها و اعتقادات نویسنده ای یا سازنده ای ندارد به زبان دیگر سازنده آن یک ذهن یک اندیشه یک گفتار و یا یک کار و کردار نبوده است بلکه سازنده آن ذهن ،اندیشه،گفتار،پندار و نیز هیجانها و التهاب های درونی و برونی هزاران هزار از کسان در زمانی به بلندای هزار هزار سال بوده است . از آن سوی که این باورها و اندیشه ها دریک روزی و تاریخی پدیدار نگشته است بلکه در جریان هزاران هزار سال همواره زاینده و زنده بوده و پیدایش و گسترش یافته اند .
این اندیشه ها و باورها پشتوانه مردمان خویش را استوار می کنند تا در جهان امروز مردمان و کسان آن در برابر تهاجم و یورش همه سویه بیگانه بتوانند بایستند و از آنچه تهاجم فرهنگیش می نامند در پناه باشند بر این است که بسیاری از کشورهای بی فرهنگ و بی پیشینه برای خویش فرهنگ می سازند آنرا پاس می دارند که بخش فراوانی از این پاسداشت، پاس داشت خرافه مردمانشان است دیرینگی برخی از این آداب و رسوم به صد سال هم نمی رسد.اما بد بختانه آگاهانه یا ناآگاهانه در ایران کهن کمر بر نابودی فرهنگهای خویش می بندیم و با کوبیدن مهر خرافات بر آنها آنان را همسان شرک می داریم و نگهداشت آن را گناهی بسیار بزرگ و نابودی آن را ثوابی بس سترگ و سزاوار پاداش از سوی خدا می پنداریم.
ما در این تارنما (وبلاگ)این فرهنگ ها را هیچگاه راه زندگی و مکتب انسان ساز خویش نمی دانیم به آنان ارزش و سپنتایی (قداست) پرستش نمی دهیم بلکه آنرا بخشی از فرهنگ خویش می دانیم که باید پاس و نگه داشته شود.
یکی از مهمترین چالش های آدمیان "جن و پری " بوده است مردم سیوند نیز به جن و پری باور هایی داشته اند یکی از این باور ها در کتاب " جن و پری- عبدالرحمن هفتم نوشته عباس مخبر " آمده است این متن را می توانید در زیر بخوانید. نوشته را بخوانید به نظر شما خلیل یا بعدا حاج خلیل یا حاج سید زین العابدین یا ملا محمود یا محمدعلی چه کسانی بوده اند؟؟؟؟ برای ما توضیح بدهید.
عبدالرحمان هفتم
حکایتی از عباس مخبر
ماجرایی که برایتان تعریف میکنم در سیوند(همان که سدش معروف است)، حدود 70 الی 80سال پیش اتفاق افتاده و هنوز شاهدان زیادی دارد.
خلیل بچهی هفت هشت سالهای که بعدا حاجی خلیل شد و چند سال قبل عمرش را به شما داد، فلج میشود و هر چه دوا و درمان میکنند راه به جایی نمیبرد. سرانجام والدین خلیل به حاج سید زین العابدین متوسل میشوند که پدر بر پدر با جنها ارتباط داشتهاند. حاجی میگوید ما مدتها است که دیگر رابطهی خود را با این طایفه قطع کرده ایم و جوابشان میکند. اما بالاخره در مقابل اصرار و التماس و گریه زاری آنها تسلیم میشود و قرار میشود طی مراسم با شکوهی با حضور اهالی ده، شاه جنها که در زبان سیوندی به آن «فیما وه تری» می گویند احضار و از او توضیح خواسته شود.
این مراسم به زبان سیوندی «کیش نیشتن» نامیده میشد. ماجرا به این صورت بود که احضار کنندهی جنها یا همان «فیما وه تری» ها با یک چوب دایرهای روی زمین میکشید. سپس شخص دیوانهای را که گفته میشد با جنها روابطی دارد و بر او ظاهر میشوند در میان کیش مینشاند(این هم از روابط جنی-انسانی میان شکنجهگر شکنجه شده و جای میشل فوکو هم سبز).
باز هم توطئه. از ماجرا دور نیفتیم. در روز موعود محمدعلی را که نیمچه دیوانهای بود که با جنها ارتباط داشت در کیش مینشانند و جاج زین العابدین با خواندن وردهایی بالاخره جنها را حاضر میکند. محمدعلی در پاسخ به سئوال حاجی که آمدند یا نه؟ میگوید بله آمدند. یک تخت گذاشتهاند و شخصی روی تخت نشسته و همهی آنها هم لباس سیاه پوشیدهاند. حاجی میگوید بپرس تو پشت چندم عبدالرحمان هستی و پادشاه جنها جواب میدهد پشت هفتم. حاجی میگوید بپرس چرا دیر آمدید. عبدالرحمن جواب میدهد در رشت بودم و گرفتار. راه دور بود، عذرخواهی کنید. حاجی میگوید بپرس چرا لباس سیاه پوشیدهاند؟ عبدالرحمن پاسخ میدهد مگر آقا نمیدانند که ماه محرم است.
سرانجام حاجی پس از این احوالپرسیهای معمول به سراغ اصل قضیه میزود و میگوید بپرس چرا خلیل را فلج کردهاید؟ عبدالرحمن جواب میدهد خلیل یک (چوب نیم سوخته) که در سیوندی به آن«چِلِشک» می گویند را بدون ذکر بسمالله پرت کرده و این چوب نیم سوخته یا همان «چِلِشک» روی پای یک توله جن افتاده و فلج شده است. تا او خوب نشود خلیل فلج خواهد ماند. حاجی میگوید به عبدالرحمان بگو من دعا میکنم و از جدم میخواهم که بچه جن را خوب کند، شما هم از جرم خلیل بگذرید.
عبدالرحمان میگوید حالا که حاجی قول میدهد قبول است. بروید از دکان ملا محمود مقداری شیر خشت بخرید و به خلیل بدهید خوب خواهد شد.
قصه همین جا تمام میشود و کیش را جمع میکنند و خداحافظی. نگارنده زمانی که خلیل را دید کاملا سالم و سر حال بود و عمر درازی هم داشت. اما ببینید در همین مختصر چقدر اطلاعات در بارهی جنها وجود دارد. از نظام حکومتی، تا نظام باورها، جغرافیا، قضایای حقوقی و طبی. آنها حتی دکان ملا محمود را هم میشناختهاند و عجیبتر اینکه میدانستهاند در دکانش شیر خشت دارد.
منبع:جن و پری عبدالرحمن هفتم
شما نیز اگر نوشته ای در مورد "فِیماء وَه تَریٍ/جن و پری" دارید از ما دریغ مدارید.تا همگان در پاسداشت این میراث کهن سهیم باشیم.
چنانچه دوست دارید در مورد یکی از آداب و رسوم،جاهای دیدنی و دیگر چیزهای سیوند چیزی بدانید نام موضوع را برای ما بفرستید تا در مورد موضوع شما گزارش و نوشته ای در صورت امکان تهیه کنیم.پیشنهادها و سخنان شما بسیار می تواند در بهبود مطالب به ما کمک کند پس ما را از نظرات و انتقادات به حق خویش دریغ مدارید. (اگر سیوندی زبانانید حتما به زبان سیوندی)
توجه داشته باشید که امکان نمایش همه مطالب وبلاگ در این صفحه نمی باشد برای آگاهی از همه مطالب وبلاگ می تواند به گزینه "عناوین مطالب وبلاگ " استفاده کنید.
یکی از هموطنان کردزبانمان چندی پیش با این وبلاگ آشنا و لطف و مرحمت خویش را به ما در نظر بدهید وبلاگ ارزانی داشته بود ایشان چندی پیش به سیوند سفر کرده بوده است و بسیار از سیوند تعریف نموده بود همچنین از ما درخواست چند گزارش نموده بود یکی از موضاعاتی که این آریایی بزرگ از ما خواسته بود آداب و رسوم مردم سیوند در ماه مبارک رمضان بود متاسفانه من مطالعاتی زیادی بر روی آداب و رسوم سیوندی زبانان در ماه مبارک رمضان نکرده بودم واما همین اطلاعات محدود را در وبلاگ قرار دادم ان شاالله که مفید باشد چنانچه شما سیوندی زبان گرامی مطلبی در این مورد دارید برای ما بفرستید تا در وبلاگ با نام خودتان چاپ کنیم.با سپاس از این ایرانی با فرهنگ کردزبان شما را به خواندن نوشته دعوت می کنیم.ماه مبارک رمضان که در سیوندی به آن "ماءی روءشاء" می گویند دارای مراسمی خاص است چند مورد را می توانید در زیر ببینید.
شب قدر
درهنگام دعای جوشن کبیر مردم دایره وار گرداگرد چند سینی بزرگ پر از قند و نبات یک دایره اصلی تشکیل می دهند و گرداگرد این دایره،دایره ها بزرگتر پدید می آید و افراد دایره اصلی (کوچکتر) کسانی اند که دعا می خوانند و بقیه کسانی اند که تکرار می کنند دعا را در سیوند یک نفر یا دونفر نمی خواند بلکه هرنفر چند فراز می خوانداگر کم باشند هر نفر 10 فراز چنانچه بیشتر شدند هرنفر 5 و یا کمتر می خوانند.یک نفر که هدایت مجلس را بر عهده می گیرد (معمولا یک روحانی) قند را مرتب هم می زند.
پس اتمام دعا قند و نبات موجود در دایره اصلی را در میان همه مردم تقسیم می کنند و معتقدند چون بر روی این قند در شب قدر دعا خوانده شده است می تواند شفا بخش باشد و مردم سیوند این قند را تا آخر سال نزد خویش نگه می دارند و در هنگام بیماری برای شفایابی قند را به بیمار می دهند.
عید فطر
همه مردم سیوند در شب عید فطر یک نوع حلوای معروف سیوندی بنام "کاءچیٍ" می پزند از آنجا که ماده اولیه این حلوا "گَنِم سیٍیَک/آرد جوانه گندم" می باشد بسیار مقوی و خوشمزه می باشد این حلوا را در صبح عید فطر می خورند از دیگر گونه های حلوای مختص عید فطر درنزد سیوندی زبانان حلوای "بِرج/برنج" است که با آرد برنج تهیه می گردد.
همچنین در شب عید فطر خانواده دامادی که عروس خود را هنوز به خانه نبرده اند برای عروس و خانواده آن عیدی می برند در شب عید فطر تنها خانواده داماد عیدی می برد اما در عید نوروز خانواده عروس هم برای خانواده داماد عیدی می برد.توجه داشته باشید که هیچ کدام از این عیدی ها وجه نقد نمی باشد بلکه همگی هدیه و کادو می باشد.
این هموطن کردمان چندین گزارش دیگر را از ما در خواست کرده بود که در آینده نزدیک تهیه می گردد.
چنانچه دوست دارید در مورد یکی از آداب و رسوم،جاهای دیدنی و دیگر چیزهای سیوند چیزی بدانید نام موضوع را برای ما بفرستید تا در مورد موضوع شما گزارش و نوشته ای در صورت امکان تهیه کنیم.پیشنهادها و سخنان شما بسیار می تواند در بهبود مطالب به ما کمک کند پس ما را از نظرات و انتقادات به حق خویش دریغ مدارید. (اگر سیوندی زبانانید حتما به زبان سیوندی)
توجه داشته باشید که امکان نمایش همه مطالب وبلاگ در این صفحه نمی باشد برای آگاهی از همه مطالب وبلاگ می تواند به گزینه "عناوین مطالب وبلاگ " استفاده کنید.
منطقه نفتي سيري يكي از جنوبيترين جزاير خليج فارس و مركز عملياتي توليد از پنج ميدان نفتي سيوند (سيري سي)، دنا (سيري دي)، نصرت (مشترك)، اسفند (سيريئي) و الوند (سيري آ) ميباشد.
جزيره سيري در حدود 72 كيلومتري خط ساحلي ايران در جنوب بندر لنگه و 40 كيلومتري غرب جزيره ابوموسي واقع شده است. اين جزيره 18 كيلومتر مربع مساحت دارد و منطقهاي است گرم و مرطوب.. اين منطقه براي اجراي عمليات توليد، تصفيه و صادرات ميادين موجود و نيز ميادين نفتياي كه در آينده توسعه مييابند به طور كامل تجهيز شده است.
ارتباط با جزيره از راههاي دريايي و هوايي امكانپذير است. نفت توليدي از سه ميدان سيوند، دنا و نصرت پس از مرحله اول تفكيك در مجتمع نصر در دريا به خشكي منتقل شده و پس از طي مراحل نهايي تصفيه، ذخيره و صادر ميگردد. در طول سالها پس از جنگ تحميلي تأسيسات آسيبديده دريايي اين ميادين به طور كلي بازسازي و راهاندازي شده است. ميادين سيوند و دنا، دو مخزن مستقل هستند. اين ميادين با 57 حلقه چاه نفت خام و تزريق آب در حدود 18 مايلي دريايي غرب جزيره سيري واقع شدهاند.
ميادين نفتي منطقه سيري
ميدان الوند
در 50 كيلومتري غرب جزيره سيري واقع گرديده و شامل دو سكوي چاه ميباشد اين ميدان داراي 11 حلقه چاه افقي توليدي است كه نفت توليدي از آن در حال حاضر حدود 10000بشكه در روز ميباشد.
نفت اين ميدان توسط خط لوله 16 اينچ زير دريا به سكوي نصر منتقل و پس از اختلاط با نفت ميادين سيوند، دنا و نصرت از طريق خط لوله 16 اينچ ديگري جهت فرآورش و ذخيرهسازي به جزيره سيري انتقال مييابد.
ميدان مشترك نصرت
داراي 5 حلقه چاه توليدي بوده و برنامه توسعه آن در قالب طرحهاي جديد بيع متقابل در اواخر سال 1378 مصوب گرديد. نفت توليدي از اين ميدان توسط خط لوله 12 اينچ دريايي به سكوي نصر منتقل ميشود.
نفت ميادين: سيوند، دنا، نصرت و الوند در سكوي بهرهبرداري نصر جمع آوري و پس از فرآورش اوليه توسط يك خط لوله 16 اينچ به طول 33 كيلومتر به جزيره سيري منتقل ميگردد.
سكوي نصر نيز از تجاوز دشمن متخاصم مصون نماند و ناوگان دريايي متجاوز آمريكا در صبح روز 29/1/67 اين سكو را مورد حمله خود قرار داد كه در جريان اين حمله يك تن از عزيزان شهيد و تأسيسات آن بهكلي منهدم گرديد. بازسازي و نوسازي اين تأسيسات پس از خاتمه جنگ بهطور كامل انجام شد.
ميدان اسفند
ميدان نفتي اسفند (سيري اي) در 18 كيلومتري جنوب شرقي جزيره واقع گرديده و 5 سكوي دريايي، متشكل از 3 سكوي چاه يك سكوي بهرهبرداري و يك سكوي مشعل ميباشد. اين ميدان داراي 29 حلقه چاه توليدي و تزريقي بوده و توليد نفت از اين ميدان در حال حضار 60 هزار بشكه در روز ميباشد.
ميادين نفتي سيوند و دنا
اين ميادين با فواصل مختلف از سكوي نصر واقع گرديدهاند. ميدان سيوند (سيري سي) با 18 حلقه چاه و ميدان دنا (سيري دي) با 24 حلقه چاه در غرب جزيره سيري قرار دارند.
با انجام پروژه توسط ميادين سيري سي ودي توسط اين شركت توليد اين ميادين از حدود 30 تا 35 هزار بشكه در روز به 40 هزار بشكه در روز افزايش يافته است.
ميدان نصرت
با اجراي اين طرح، توليد اين ميدان افزايش خواهد يافت. حفر چاه اكتشافي در ميدان فرزام با هدف بررسي وضعيت و آناليز اطلاعات حاصله.
احداث دو مخزن ذخيره نفت خام هر يك به ظرفيت 50 هزار بشكه، نوسازي اسكله صادرات نفت خام، طرح توسعه ميادين سيوند و دنا، پروژه جمعآوري پسابهاي صنعتي و بهداشتي در منطقه سيري از ديگر پروژههاي در دست اجراي اين جزيره است.
نفت توليدي از سه ميدان سيوند، دنا و نصرت پس از مرحله اول تفكيك در مجتمع نصر در دريا به خشكي منتقل شده و پس از طي مراحل نهايي تصفيه، ذخيره و صادر ميگردد. در طول سالها پس از جنگ تحميلي تأسيسات آسيبديده دريايي اين ميادين به طور كلي بازسازي و راهاندازي شده است. ميادين سيوند و دنا، دو مخزن مستقل هستند. اين ميادين با 57 حلقه چاه نفت خام و تزريق آب در حدود 18 مايلي دريايي غرب جزيره سيري واقع شدهاند.
ميدان الوند در 50 كيلومتري جنوب غربي جزيره واقع شده و شامل دو سكوي حفاري ميباشد و طبق برنامه 11 حلقه چاه افقي توليدي در اين ميدان حفاري و تا اواسط سال 1379، كليه آنها حفاري و به توليد درآمدند.
نفت توليدي از اين ميدان از طريق يك خط لوله 16 اينچ به سكوي بهرهبرداري نصر منتقل و پس از اختلاط با نفت ميادين سيوند و دنا و نصرت از طريق خط لوله جهت فرآورش به جزيره انتقال مييابد.
منبع نفت نیوز .
شهری که امروز به نام (وراوی)درمنطقه لارستان درفاصله تقریبی 35کیلومتری شمال شرقی فال(مهر) واقع است .این شهربرروی ویرانه های شهرکی باستانی معروف به (دماغه گره)که هنوزهم آثاروبقای آن درشمال غربی (قلعه شمالی) و(وراوی)موجوداست،ساخته شده است.بنیانگذارشهروراوی را(شمس الدین قائد سیوندی)که ازاهالی سیوندفارس بوده است دانسته اند.
شمس الدین قائد سیوندی باایل وتبارش دردوره نادرشاه افشارازسیوند فارس به صورت تبعید یابه اجباربه منطقه فال واسیر مهاجرت می کند.مدتی به صورت کوچ نشینی زندگی می کنندتااینکه یک جانشین می شوند وازیک جانشینی قبیله شمس الدین قائد سیوندی وهمراهانش روستای وراوی به وجودمی آیدازاین قبیله رجال ناموری چون (حاجی شاه محمد وراوی )موسس چندین مسجد وحسینیه وآبنار ازجمله بازسازی مسجد رباط درفال ونیز (حاجی غلامحسین خان وراوی)معروف به حاجی خان ازحاکمان دادگر ومردان دیندار به شمار می رود،برخاسته است.حاجی خان که هنوز یادونامش همراه بادعای خیرمردم است .درنهضت(آیت الله سیدعبدالحسین لاری)ریاست نیروهای انتظامی شهرلارعهده داشته است.
منبع:کتاب گل بی منت باران-سیدعباس واعظی
چنانچه شما هم از این سیوندی زبانان مهاجرید یا از این سیونیان مهاجر خبر دارید به ما اطلاع دهید.
ما شدیدا به ترانه های محلی سیوندی/شَئرباء احتیاج داریم در صورت دسترسی برای ما بفرستید تا با نام خودتان در وبلاگ بیاوریم.
متاسفانه یا خوشبختانه به تازگی متوجه شدیم این وبلاگ به چشم چند تن از اهالی سعادتشهر خورده است و این افراد که تاب دیدن فرهنگ سیوند را نداشته مردم سترگ و بزرگ سیوند را مورد هجوم و حرفهای رکیک در بخش نظر بدهید قرار داده اند این افراد هیچ e-mail یا چیز دیگر هم در اختیار ما قرار نداده اند تا بتوانیم پاسخ آنها را بدرستی بدهیم ما هیچکدام از سخنان این گروه را در نظر بدهید وبلاگ پاک نکرده ایم اما در برخی جاها که عبارات دور از تربیت بوده و از الفاظ رکیک و زشت که قلم از نگارش آنها عاجز است را بصورت .......کرده ایم پس در هر کجا که ......دیدید بدانید که حرف رکیک و فحش زشتی بوده که حذف شده است.تا هم اکنون دو نوشته از این آقایان به ما مبذول گردیده که ابتدا این دو متن را آورده و سپس پاسخ آنرا می دهیم بر این امید که آنها هم پاسخ دهند.
"""""هیچی نفهم کره خر دهاتی .....تو بی سوادی برو تاریخ رو بخون سیوندی ها یک قوم وحشی و یاغی ......بودن که پشت کوه بودند من سعادتشهریم افتخار می کنم من بچه شهرم تو یک دهاتی بی فرهنگی سیوندی ها یک مشت آدم بی دین و کافر هستند که به .....و ......مشغولند سعادتشهر یک شهر زیباست سیوند یک دهات با یک مشت مردم که یک مشت چرت و پرت رو می گن زبون و ادعا می کنند که چند هزار سال قدمت دارند......شما همه تون یک مشت آدم .....بی شعور......هستید دهاتی های پشت کوهی ......""""
این نوشته پریروز به دست ما رسید نوشته دیگری هم دیروز برای ما نوشته اند بدین شکل:
""""" بچه دهات پشت کوه چرا راست نمی نویسی که اصل ونصب یه مشت دهاتی ..... سر گردنه رو بشه . اونوقت تو بچه دهاتی به فرهنگ جایی مثل شیراز و سعادتشهر و شهرهای دیگه توهین می کنی ..... لب جاده. اگه می بینی زبون سیوندی با جاهای دیگه سرزمین کهن پارس فرق می کونه واسه اینه که زبون یه مشت وحشی بی فرهنگه که اساسا پارسی ها اونا رو تو خودشون راه ندادن و فرستادنشون پشت کوه. از حال و روز امروزشون که یه مشت قاچاقچی .....کش و دزد سر گردنه هستد دلیل اینکار پارسی ها معلومه!!!!!!!!!!!
این آقا که سیوندیان را بی سواد و بی فرهنگ و خویش را با سواد دانسته در خط نخست این متن پیداست که چه با سوادند در خط نخست این چنین آمده "اصل و نصب" آقای باسواد شما یاد بگیر که نسب درست است و نه نصب این دو واژه جدا از هم می باشد
*نسب:ریشه،اصل،نژاد
*نصب:اتصال،چسبیدگی،پیوستگی،متصل
پس با نگارش این آقا این گونه برداشت می شود که سیوندیان مشتی دهاتی بی اصل و چسبندگی اند.
*این آقا یا خانم!!! مدعی شده است که سیوندی ها را پارسی ها به پشت کوه رانده چون وحشی بوده اند پرسش اینجاست مردم سیوند که خود پارسی اصیل اند و زبان و فرهنگ پارسیان را هم بسیار نیک نگاهداری کرده و پاسداشته اند همچنین سیوند از دیرباز شهری آباد و بزرگ بوده که بر سر راه شاهی قرار داشته مردم سیوند آری سه بار به کوهها پناه آورده اند واز شهر خویش گریخته اند یکی در زمان حمله اعراب دیگر در زمان محمود افغان و در زمان قاجار نیز بدلیل ناامنی ها در حکومت شاهان بی کفایت قاجار بوده است.حال سپاه وحشی مامون عباسی از نژاد پارس بوده یا سپاه محمود افغان؟؟؟
همچنین گورستان صفوی سیوند حجاری های سیوند سه شهر تاریخی سیوند همه حکایت از یک قوم باستانی و متمدن می دهد و نه یک قوم غارتگر وحشی
که شما نوشته اید پارس ها اون ها رو در خودشون راه نداده اند.دوم در سده اخیر سعادت آباد در محدوده سیوند جای باز کرده وچنانچه از پاسارگاد تا نقش رستم همگی سیوند در کتب و متون تاریخی ذکر شده است رود این منطقه رود سیوند رشته کوه ناحیه کوههای سیوند جلگه آن جلگه سیوند و حتی در سالهای اخیر سد سیوند همگی نشان از سیوندی بودن همه این منطقه حکایت دارد.
*این سعادتشهری با ادب!!!سیوندی ها را دهاتی خوانده و خود را تمدن و شهری دانسته است؟ ایشان لازم است که بداند که از 4000سال پیش تمدن در سیوند جاری بوده که شهر پیش از اسلام سیوند در "تَنگِ فِشک/تنگ خشک" هم چنین شهر پس از اسلام تا صفویه سیوند (سیوند خرابه) و سیوند زندیه و افشاریه "د,کاآءن," نشان گر این واقعیت تاریخی است.در صورتی که همه مردم سعادتشهر تا پنجاه سال پیش در یک قلعه می زیسته اند زندگی در قلعه یعنی چه؟ یعنی خوابیدن در کنار گاو و گوسفندهای خود،زندگی یک جمعیت انبوه در مکانی محدود،زندگی همراه با مدفوع گاو و گوسفند و.... که اگر این آقایان و یا خانمها از پدربزرگ و مادربزرگ خود هم بپرسند زندگی ودر قلعه و در کنار سگ و گوسفند را بیاد دارند همچنین این آقای با تمدن بدانند که شهرهای تاریخی سیوند در هزاران سال پیش چندین برابر سعادتشهر امروزی است. از همه مهمتر حتی پدربزرگ ایشان بخاطر دارند که سیوند بسیار زودتر از سعادت آباد از آب لوله کشی و همچنین برق برخوردار شده است و در سالهای اخیر است که وضع سیوند بدین گونه گشته هم چنین بسیاری از ادارات سعادت آباد ابتدا ازان سیوند بوده که در سالهای اخیر به سعادت آباد منتقل شده است مثلا گارد جنگل سیوند که پس از انتقال به سعادت آباد در سالهای اخیر به اداره جنگلبانی و منابع طبیعی سعادت آباد و هم اکنون پاسارگاد تغییر نام داده است.
*این متمدن با سواد!!!که سیوندیان را بی دین و کافر و ..... دانسته اند مثل اینکه نمی دانند همین دهاتک سیوند که خودشان نام برده اند 42 شهید به اسلام تقدیم کرده اند حال بگویند شهر بزرگ سعادتشهر چند شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده است؟اصلا شهرستان پاسارگاد چند شهید تقدیم نموده است؟ آری مردم سیوند همانند مردم سیدون و ارسنجون و سعادت آباد اهل ریا و تزویر نیستند اهل بسیجی فعال گرفتن نیستند اهل سو استفاده از دین نیستند.دوم شما نمی دانید که بزرگترین مسجد شمال فارس در سیوند آنهم با خودیاری مردم نه با یک ریال کمک دولتی در سیوند در آستانه بهره برداری است.
*این افراد!!!زبان سیوندی را چرت و پرت دانسته این در حالی است که سیوندی یکی از واحدهای مهم رشته های زبان شناسی و ایرانشناسی در معتبرترین دانشگاههای دنیا می باشد و پایان نامه دکترای بسیاری از افراد معروف و خارجی بوده است که این نشان از اوج بی فهمی و عدم آگاهی این اشخاص میدهد.
*این افراد شهرنشین !!!مدعی شده اند که اینجانب به شیراز و دیگر شهرهای ایران توهین کرده ام این در صورتی است که ما مردم شیراز را همچون دیگر ایرانیان افرادی با فرهنگ و متمدن می دانیم و انتقاد و گلایه ما نه از شیرازیان و مردم فارس بلکه از مسئولان استانی و شبکه فارس است نه از ایشان.
*اگرچه می بینید که امروزه بانکها و ادارات دولتی سراسر خیابان اصلی سعادتشهر را پوشانده اند همه بوسیله دولت ساخته شده در صورتی که تنها چیزی را که دولت کمک نمی کند مسجد و حمام عمومی است و می بینیم که همه مساجد سعادتشهر به اندازه یک طبقه مسجد جامع نو سیوند هم نمی شود چرا؟چون دولت برای مسجد بودجه نمی دهد و تمام امکانات سعادت آباد را یا به زور چماغ یعنی بستن تنگ سعادت آباد ویا با پارتی توسط اشخاصی چون کبیری به این شهر آورده شده است.
*این آقا در اقدامی خنده آور بدلیل نزدیکی سعادتشهر به پاسارگاد مدعی شده که سعادتشهر شهری تاریخی است این همانند این است که هم اکنون کسی برود و در کنار تخت جمشید خانه ای یا شهری بسازد و بگوید این خانه یا شهر هم بدلیل نزدیکی به تخت جمشید شهری تاریخی است.همه می دانیم که قدمت سعادتشهر تنها هفتاد تا هشتاد سال است که در این چند سال هم چندین بار تغییر نام داده است.
*آقا یا خانم متمدن سعادتشهری مردم سیوند همواره به نام باستانی و 4000ساله خویش یعنی سیوند می بالند اما اگر به سعادتشهر بیایی و آنها را به نام بیست سال پیششان یعنی سعادت آباد بخوانی همگی معترض می گردند که چرا می گویی سعادت آباد چرا؟؟؟؟
حال ما به این آقایان و خانم های با فرهنگ که سیوندیان را وحشی می نامند پیشنهاد می کنیم متن زیر را بخوانند توجه کنید که ما هیچگاه نمی خواستیم چنین سخنانی را بر زبان بیاوریم بلکه چنین کاری ما را بدین کار وا داشت.خاطر نشان می کنم که همه مطالب زیر بر اساس مدرک و سندهای معتبر می باشد.
*سعادت آباد یا به تازگی سعادتشهر یا ببخشید جدیدا پاسارگاد
قدمت این شهر که بحدود 70سال می رسد که پس لایحه اسکان عشایر رضاخان وحشی با ساکن شدن عده ای از عشایر در منطقه کمین با نام "انگوون" تشکیل شددر حدود چند سال بعد به"کلیلک" وچندین سال بعد با بیرون آمدن مردم از قلعه به "سعادت آباد"تغییر نام داد پس از انقلاب یکی از اهالی آن بنام"کبیری"که یک دیپلم کشاورزی بیش نداشت دو دوره نماینده مردم شهرستان مرودشت در مجلس شورای اسلامی گشت. "کبیری"که روزی گوسفندهای "محمدخان ضرغامی"را میچرانید ودر دستگاه این یاغی به نوکری می پرداخت هیچگاه در خواب هم نمیدید که روزی برصندلی های قرمز مجلس چنگ زند."کبیری"بلافاصله پس از ورود به مجلس نام "سعادت آباد"را به "سعادتشهر"تغییر داد.مردم سعادت آباد که روزی اکثرا در دستگاه یاغی وحشی فارس"محمدخان ضرغامی"به نوکری مشغول بودند پس از انقلاب به صف چماغداران پیوستند . با بستن "تنگ سعادت آباد"بر روی ماشینهای جاده شیراز_اصفهان که هر روزه انجام میشد به فرمانداری رسیدندو "سعادتشهر"را به "پاسارگاد"تغییر نام دادند و به عنوان کم جمعیت ترین شهرستان استان قد علم نمودند واز همه جالب تر چیزی که با این راه بستن و چماغ بدست گیری بدست آوردند تشکیل بخش "هخامنش"با سه روستای عشایرنشین"مبارک آباد" و"مادرسلیمان"و"بولوردی" که با جمعیتی در حدود 2000نفر به عنوان کم جمعیت ترین
بخش کشور!!!!پدیدار شد.
از دیگر اقدامات "کبیری"که اکنون به مهندس کبیری مبدل گشته می توان به موارد زیر اشاره کرد
1_احداث زمین چمن سعادت آباد که اکنون بهترین ومجهز ترین زمین چمن استان حتی بهتر از ورزشگاه حافظیه شیراز در این شهر کوچک!!!!!
2_احداث یکی از مجهزترین رصدخانه های کشور در این شهر کوچک که در شیراز نیز چنین چیزی وجود نداشت!!!!!
3_ احداث یک بیمارستان مجهز96تختخوابی در یک شهر کوچک که اکنون با گذشت چند سال از احداث آن هنوز بیش از 90درصد بیمارستان رنگ بیمار را ندیده آنهم نه بخاطر نبود امکانات بلکه بدلیل نبود بیمار این درحالی است که دکتر ایمانیه رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز به شدت از این عمل انتقاد کرده و ابراز داشته در حالی که شهرستانهایی مانند فسا یا فیروز آباد یا جهرم که هر کدام با جمعیتی در حدودسیصد هزار نفر وفاصله های طولانی باشیراز از کمبود شدید بیمارستان رنج میبرند در سعادت آباد چنین بیمارستانی با این بودجه عظیم بناگردیده است. خاطرنشان می گردد هیچ کدام از این سه شهرستان بالا بیمارستان 96تختخوابی ندارند.
4_تغییر مکان سد سیوند از دشتبال سیوند به تگه بلاغی و تغییر نام آن به سد سیبویه نقشه سد سیوند به سال49 برمیگردد واین سد قرار بوده در دشتبال سیوند احداث گردد که "کبیری"آن را به بلاغی و سعی نمود نام جعلی سد سیبویه را برآن نهد براستی اگر سد سیوند به بلاغی نمیرفت و در دشتبال سیونداحداث می گشت این همه نگرانی و خطر برای پاسارگاد بدنبال داشت
از دیر باز و زمان باستان نیز بندهای بسیاری بر روی رود سیوند بنا شده بوده که سیونت (سیوند)نام این بند بزرگ بوده که از سنگ ریزه ساخته شده بوده است و به معنای سنگ ریزه دار می باشد از دیگر سو هماکنون نیز بستر رود سیوند در محدوده سیوند پر از سنگ ریزه است در حالی که در دیگر نقاط رود سیوند بستر رود از گل می باشد که در افسانه های سیوندی نیز آورده شده است که این سنگ ریزه ها بازمانه آن بند بزرگ بوده است در سالهای اخیر نیز پایه های سنگی یک بند در سیوند پیدا شده است.
طنز طنز طنز
در پایان شما را به خواندن طنزی در همین رابطه دعوت می کنیم!
آیا میدانید در سال 1408هجری خورشیدی (20سال آینده) چه خبری را خواهید شنیدیکی از این خبرها چنین است:
:: شهر "پاسانسی تی"به" پاسانجلس" تغییر نام داد این شهر که حدود نود سال پیش با نام" انگوون" با سکنی شدن عشایر در قلعه ای تاسیس شد ده سال بعد با ورود عده ای از ساکنین شهر کلیل(اقلید) به"کلیلک" تغییرنام داد چند سال بعد با بیرون آمدن ساکنین از قلعه به"سعادت آباد"وپس از انقلاب به "سعادت شهر" وبیست و دو سال پیش به "پاسارگاد" وده سال بعد به"پاسانسی تی" واکنون به"پاسانجلس"تغییر نام داده است .همچنین شورای شهر وشهرداری این شهر فراخوان یافتن نام شهررا برای ده سال آینده به مردم داده است.
نوشته بالا چندی پیش در وبلاگ آورده بودم که دوباره ای سعادتشهری به وبلاگ آمد
به نوشته هایی که این آقا سعادتشهری که اکنون پس از بخش نخستی که ما با عنوان "سیوندی زبانان قومی دور از فرهنگ و تمدن 1"در وبلاگ گذاشتیم ایشان به ما پاسخ داده اند این نوشته پاسخی است به نوشته این آقایان یا خانمها توجه داشته باشید که هیچ e_mail به ما نداده اند تا ما پاسخ را برایشان بفرستیم و مجبور شدیم پاسخ را بدین شکل در وبلاگ بگذاریم
پس نخست پیام های این آقا را می بینیم خوشبختانه این نوشته ها از حرفهای زشت و رکیکی که در نوشته های پیشین بود عاری بود.
"""""""قسمت اول:
جای تعجب دارد که که برای خودت هجویاتی رو می نویسی و اونو نسبت میدی به دیگران تا تهمت بزنی، کسی که تعصب کور داره و در نقل قول امین نیست صلاحیت اظهار نظر در مورد تاریخ رو نداره، کما اینکه مطالبی رو که نوشتی صرفا مطالبی است که افراد امی بعد از شام واسه مجلس گرم کردن میزنند هست و درست مثل حرفهای خاله باجی ها و خاله زنک ها میباشد. از اینور و اونور رفتن و comment دروغ نوشتن چی بدست شما میاد! سیوند میشه پایتخت فرهنگی ؟!
کار تو درست شده مثل عربها است که با عوض کردن نام خلیج فارس می خواهند واسه خودشون هویت بسازند ولی زهی خیال باطل
تو که دست به نوشتن هجویاتت خوبه پس یه بار تو زندگیت شجاع باش و مطالبی رو که می گم تمام و کمال تو وبلاگت بذار هر چند که دیوانگان را امید خیری نیست پس حداقل خودت بخوان تا هر مطلبی رو به اسم تاریخ ننویسی.
1- وجود زبان متمایز نشانه وجود شهر یا تمدن در سیوند نیست بلکه اصولا زبان مهاجرین شمال شرق می باشد که در این منطقه ساکن بودند و دیگر هیچ. هر چند اگه یه کم تو شهرها و روستا های آن نواحی ( که اتفاقا کم نیست روستا ها و شهرهایی تاریخی که در اسناد و مدارک چند هزار ساله نام آنها آورده شده و در همین اسناد من نامی از سیوند ندیدم برای مثال فارسنامه ابن بلخی 510ه ق که از همین کتاب نقل قول خواهم کرد) که کلمات مشابه زیاد استفاده میشود برای مثال اوشا ( حیاط) و ....
2- از کی کاروانسرای عباسی قوام آباد که در دل روستای قوام آباد که اتفاقا روستایی تارییخی ( به گواه اسناد و مدارک ثبت شده ) شده جز آثار تاریخی سیوند! ( این هم نمونه دیگری از تاریخ سازی به شیوه اعراب هست) یا امامزاده و قبرستان تاریخی سلطان کرم کخ فرسنگه با سیوند فاصله داره شده آثار تاریخی شما حتما فردا هم بگو تخت جمشید هم مال جد ماست!!! و یا جاهای دیدنی سعادتشهر و حومه شده وصله تنه یه روستا مثل سیوند؟!
3- آثار تنگ خشک مربوط به معدن سنگ مورد نیاز تخت جمشید و پاسارگاد می باشد که هنوز هم سنگ های تراشیده و نتراشیده آنجا موجود هست کی گفته که مال سیوندی هاست؟
قسمت دوم
4- نام رودخانه سیوند پلوار می باشد که گاهی هم بلاغی و یا قصرالدشت هم میگویند و در هیچ جای مناطق حاشیه رودخانه کسی از نام سیوند استفاده نکرده و نمیکند و معلوم نیست کدام شیر پاک خورده ای در زمان احداث سد اذ این نام استفاده کرده. البته گفتنی است درست مثل ماهی توی ظرف ماهی که دریا را همین می پندارد مردمان روستاهای اطراف رودخانه ها به طور کلی رودخانه را به نام روستا یا ده خود می شناسند و نامهای مختلف رودخانه پلوار هم به همین جهت است ماتند بلاغی، قصرالدشت، سیوند و .... ظاهرا اولین باری که نام سد به میان آمدا افرادی که مدارک آن را تهیه می کردند از روی نا آگاهی و نا آشنایی با نام اصلی رودخانه و تنها از روی پرس و جو بین اهالی اطراف از این نام استفاده کردند.
5- مطالبی که در مورد سعادت شهر نوشتی جز مطالبی از روی بغض و حسد چیز دیگری نمی تواند باشد. برای اینکه حداقل خودت بدانی باید عنوان کنم که:
- نامهای محله های قدیمی شهر مانند محله شیخ اولیا، صغاد سرخ، قلعه گرجی ها، حمام کهنه، مسجد جامع و ... که نام بعضی از اینها را تنها افراد مسن و با اصالت سعادتشهری بیاد دارند و اکنون حتی خرابه های بعضی هم متفون شده است نشانه وجود نظام طبقه بندی شهر نشینی آن زمان ( ارباب، خوشنشین و رعیت) می باشد بیانگر نظام شهروندی آن می باشد.
پس از تاریخ سازی آب حمومی دست برداری
قسمت سوم:
اینها تنها نشانه ای بود تا مثل افراد امی هرچیزی که ننه بزرگها سر شام تعریف می کنند رو به اسم تاریخ حواله نکنی
مطلب دیگر اینکه اسنادی جمع آوری کردم که شما در سایتهای مختلف comment گذاشتی و نتنها به توده مردمی توهین کردی بلکه از شخصی نام بردی و تهمت و افترا بستی که اکنون معاون وزیر کشاورزی هست با پل ارتباطی که با ایشون دارم و نام شما (مجتبی خرم) رو که پیدا کردن اون توی یک روستا چندان کار سختی نیست از ایشون خواهم خواست که در صورت عدم عذرخواهی رسمی شما و حذف هجمه هایی که از ایشون و سعادت شهر گذاشتی اقامه دعوا خواهد نمود و رسما از مراجع قضایی به علت تهمت و افترا و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی رسما شکایت و پی گیری خواهد نمود ."""""""""
این نوشته های این آقا یا خانم سعادتشهری در نظر بدهید وبلاگ بود حال پاسخ ما!
قسمت اول:
تو که دست به نوشتن هجویاتت خوبه پس یه بار تو زندگیت شجاع باش و مطالبی رو که می گم تمام و کمال تو وبلاگت بذار هر چند که دیوانگان را امید خیری نیست پس حداقل خودت بخوان تا هر مطلبی رو به اسم تاریخ ننویسی.
1- وجود زبان متمایز نشانه وجود شهر یا تمدن در سیوند نیست بلکه اصولا زبان مهاجرین شمال شرق می باشد که در این منطقه ساکن بودند و دیگر هیچ. هر چند اگه یه کم تو شهرها و روستا های آن نواحی ( که اتفاقا کم نیست روستا ها و شهرهایی تاریخی که در اسناد و مدارک چند هزار ساله نام آنها آورده شده و در همین اسناد من نامی از سیوند ندیدم برای مثال فارسنامه ابن بلخی 510ه ق که از همین کتاب نقل قول خواهم کرد) که کلمات مشابه زیاد استفاده میشود برای مثال اوشا ( حیاط) و ....
2- از کی کاروانسرای عباسی قوام آباد که در دل روستای قوام آباد که اتفاقا روستایی تارییخی ( به گواه اسناد و مدارک ثبت شده ) شده جز آثار تاریخی سیوند! ( این هم نمونه دیگری از تاریخ سازی به شیوه اعراب هست) یا امامزاده و قبرستان تاریخی سلطان کرم کخ فرسنگه با سیوند فاصله داره شده آثار تاریخی شما حتما فردا هم بگو تخت جمشید هم مال جد ماست!!! و یا جاهای دیدنی سعادتشهر و حومه شده وصله تنه یه روستا مثل سیوند؟!
3- آثار تنگ خشک مربوط به معدن سنگ مورد نیاز تخت جمشید و پاسارگاد می باشد که هنوز هم سنگ های تراشیده و نتراشیده آنجا موجود هست کی گفته که مال سیوندی هاست؟
این نوشته های این آقا یا خانم سعادتشهری در نظر بدهید وبلاگ بود حال پاسخ ما!
1_پاسخ قسمت اول:
سخنانی که این جانب همه با ذکر منبع در مورد سیوند آورده ام را ایشان سخنان افراد امی نقل کرده که پس از شام می گویند و همه سخنان خاله زنک ها و خاله باجی هاست؟؟؟
در جایی دیگر گفته شده که کار اینجانب شبیه عربهاست حال مقایسه می کنیم ببینیم سیوند همانند اعراب عمل کرده است یا سعادتشهر
1-گورستان پس از اسلام سیوند و امامزاده سلطان کرم:
فاصله تا سیوند کنونی:4کیلومتر
فاصله تا سعادتشهر:27کیلومتر
پیشینه و تاریخ:
این گورستان در غرب سیوند پس از اسلام (سیوند خرابه) قرار گرفته است و بر روی همه سنگ قبرها نام سیوند پس از نام و نام پدر شخص آمده است در قرن دوم هجری امام رضا علیه السلام برادرشان عقیل بن موسی علیه السلام را به شهر سیوند می فرستند تا با توجه به اینکه مردم سیوند هنوز زرتشتی بوده اند به همین جهت بارها مورد هجوم و غارت حاکمان بنی امیه و بنی عباس به بهانه مشرک بودن قرار می گرفتند در زمان ورود امام رضا علیه السلام به ایران عقیل بن موسی علیه السلام را برای رسیدگی به مردم سیوند به این شهر می فرستند مردم سیوند در اثر این هجوم و چپاولهای متعدد بسیار فقیر شده و از ترس به کوهها پناه برده بودند عقیل بن موسی علیه السلام با دیدن چنین وضعی بسیار متاثر و تمامی اموال خویش را به مردم سیوند بخشید از اینروی مردم سیوند او را سلطان کرم نامیدند و این لقب از آن زمان باب شد ایشان در سیوند سکنی گزیده و همه مردم سیوند را به دین اسلام دعوت کردند چندی بعد این خبر به دست مامون عباسی رسید و او دستور قتل ایشان را به حاکم سیوند داد و ایشان بدست حاکم سیوند به شهادت رسیدند که این در شجره امامزاده نیز نقل گردیده است.
همچنین این آقای سعادت شهری دم از سند معتبر تاریخی زده است علاوه بر اسناد تاریخی هر کدام از سنگ قبرها خود یک سند تاریخی است زیرا که در روی همه سنگها پسوند سیوندی حک شده است این سعادتشهری هنوز سنگ قبرها را ندیده پیشنهاد می کنیم در همین وبلاگ در بخش "وَردنِبِشتاگَریٍ خاءک,سان یٍ کاآءن, سیٍوَند ریٍ بِ وِرچیٍیَن" در ادامه مطلب این عکسها که هر کدام یک سند تاریخی است را ببینند.
این گورستان متاسفانه به دلیل نام سیوندی بر روی سنگها توسط اهالی روستای قوام آباد(قهماد) بسیار تخریب شده است.
در سالهای اخیر مردم و مسئولان سعادتشهر ادعا می کنند که این گورستان متعلق به سعادتشهر دارد و این سنگها سنگ قبر مردم سعادتشهر بوده است!!!!!!
حال سیوندیان همچون اعرابند یا سعادتشهری هاو سیوندی ها می خواهند برای خودشان تمدن و هویت بسازند یا سعادتشهری ها؟؟؟
2-کاروانسرای شاه عباسی سیوند
فاصله تا سیوند کنونی:5کیلومتر
فاصله تا سعادتشهر:26کیلومتر
پیشینه و تاریخ:
این کاروانسرا در زمان شاه عباسی در جوار شهر پس از اسلام سیوند (سیوندخرابه) (قرن دوم تا حمله محمود افغان) بنا شده در زمان پهلوی شخصی بنام قوام شیرازی (کلیمی الاصلی که مدتی به ظاهر مسلمان و سپس بهایی شد) با ثبت این ناحیه به عنوان املاک خویش عده ای از عشایر ایل باصری را رعیت و نوکر خویش کرده و در این کاروانسرا سکنی داد.سعادتشهری نمی دانم شما چند سال دارید اما باید بیاد داشته باشید که تا پیش از انقلاب هم اهالی روستا در همین کاروانسرا بوده اند و پس از پیروزی انقلاب از کاروانسرا بیرون آمده اند.و به کمک جهادسازندگی در کناره کاروانسرا به خانه سازی پرداختند.
این آقا مدعی شده که این کاروانسرا،کاروانسرای قوام آباد و این یک روستای تاریخی است ( به گواه اسناد و مدارک ثبت شده ) در صورتی که قوام کسی بوده که در نوشته های دهخدا بارها به خونریزی و خیانت یاد شده است و قوام باید هم عصر مرحوم دهخدا باشد همچنین قوام از فرقه ضاله بهایی بوده است حال این سعادتشهر تاریخ شناس نمی داند که دهخدا در همین قرن معاصر می زیسته است و بهاییت هم که در همین دو قرن اخیر پدید آمده است.
همچنین در فراز این کاروانسرا کتیبه ای بود که از آن بنام کاروانسرای سیوند بهمراه سال ساخت و معمار آن بود که توسط اهالی این روستا دزدیده و به قاچاقچیان آثار تاریخی فروخته شد.
اهالی روستا یک سری افراد وحشی و دور از تمدن اند و آرزو می کنند تا ابد نوکری قوام را می کردند که در سالهای اخیر از این کاروانسرا به عنوان محل نگهداری گاو و گوسفند و کارگاه تولید خیارشور استفاده کرده و یکی از لنگه های درب اصلی کاروانسرا را از جا برآورده و به عنوان پل مورد استفاده قرار داده اند .در سالهای اخیر هم که میراث فرهنگی درب ورودی را گرفته با تخریب دیوارهای آن وارد کاروانسرا گشته و به تخریب و کاوشهای غیر قانونی پرداخته اند.
آیا میشود کاروانسرایی هم جوار شهر تاریخی سیوند(سیوندخرابه)در آن زمان بنا شود و نامی جز نام سیوند داشته باشد؟؟؟
شما قضاوت کنید و نظرتان را برای ما بنویسید آیا می توان گفت سیوندیان همچون اعراب اند؟؟؟
3-معدن سنگ (الماس بری) سیوند
فاصله تا سیوند کنونی:1کیلومتر
فاصله تا سعادتشهر:30کیلومتر
پیشینه و تاریخ :
از آثار مهم متعلق به دوران هخامنشى ـ ساسانى است و در دامنه كوهى به نام تنب كرم در شمال سیوند کنونی و غرب سیوند پس از اسلام (سیوند خرابه) و گورستان تاریخی سیوند در مسير راه شيراز ـ سيوند واقع شده است. اين كوهستان محل استخراج سنگهاى بزرگى بوده كه در ساخت كاخهاى پاسارگاد و تخت جمشيد به كار رفته است. در دو كيلومترى ضلع غربى تنب كرم، محلى به نام "تَنگ,فِشک" وجود دارد كه در آن جا استودانهايى از دوران ساسانى كشف شده و در كنار برخى از آنها نوشتههايى به خط پهلوى ديده مىشود. اين محل در سال 1334 توسط بنگاه علمى تخت جمشيد كشف و به نام آثار سیوند ثبت شد
این دوست گرامی مثل اینکه بهتر از کارشناسان و باستانشناسان بزرگ ایرانی و خارجی میداند و از آنجا که همه اینها با نام سیوند این اثر را ثبت نموده اند ایشان نام دیگری را بر آن نهاده است .
4-کتیبه پهلوی تنگ فشک سیوند
فاصله تا سیوند کنونی:3کیلومتر
فاصله تا سعادتشهر:33کیلومتر
این کتیبه در منطقه "تَنگِ فِشک" سیوند قرار دارد و به تاریخ 7/7/1354به شماره1111در فهرست آثار ملی کشور ثبت گردیده است.این کتیبه در منطقه "تَنگِ فِشک" سیوند و در نزریکی چشمه "تِقِریٍ" قرار دارد.
کتیبه از سه قسمت بر روی تخت سنگی بزرگ قرار دارد که در گذشته این کتیبه در حالت ایستاده بوده است ولی اکنون واژگون شده است در کنار کتیبه اصلی یک گودی مستطیل شکل تراشیده شده است.
در سالهای اخیر اطراف این کتیبه متاسفانه توسط غارتگران آثار باستانی مورد کند و کاو بسیار قرار گرفته است.
از آنجا که این کتیبه در مکان بسیار خوش آب و هوا و در کنار چشمه ای قرار دارد شاید در مکانی تفریحی یا شکارگاه و نخجیرگاهی با توجه به این که در منطقه "تَنگِ فِشک" سیوند از دیرباز شکار بسیار بوده است.
از دیگر سو در کنار این کتیبه رشته کاریزهایی(قنات) دیده می گردد که این مکان سرآغاز این کاریزها بوده و این کاریزها تا جلگه سیوند ادامه می یابند.شاید این کتیبه در مورد این کاریز بوده است.
باز هم مثل این دوست سعادتشهری ما به نامی که توسط کاوشگران برجسته این کتیبه را در آثار تاریخی کشور به ثبت رسانده اند ایراد دارد این در حالی است که این کتیبه متعلق به دوران ساسانی است اما قدمت سعادتشهر یا سعادت آباد یا کیلیلک یا انگوون از 100سال هم تجاوز نمی کند.
قسمت دوم
4- نام رودخانه سیوند پلوار می باشد که گاهی هم بلاغی و یا قصرالدشت هم میگویند و در هیچ جای مناطق حاشیه رودخانه کسی از نام سیوند استفاده نکرده و نمیکند و معلوم نیست کدام شیر پاک خورده ای در زمان احداث سد اذ این نام استفاده کرده. البته گفتنی است درست مثل ماهی توی ظرف ماهی که دریا را همین می پندارد مردمان روستاهای اطراف رودخانه ها به طور کلی رودخانه را به نام روستا یا ده خود می شناسند و نامهای مختلف رودخانه پلوار هم به همین جهت است ماتند بلاغی، قصرالدشت، سیوند و .... ظاهرا اولین باری که نام سد به میان آمدا افرادی که مدارک آن را تهیه می کردند از روی نا آگاهی و نا آشنایی با نام اصلی رودخانه و تنها از روی پرس و جو بین اهالی اطراف از این نام استفاده کردند.
5- مطالبی که در مورد سعادت شهر نوشتی جز مطالبی از روی بغض و حسد چیز دیگری نمی تواند باشد. برای اینکه حداقل خودت بدانی باید عنوان کنم که:
- نامهای محله های قدیمی شهر مانند محله شیخ اولیا، صغاد سرخ، قلعه گرجی ها، حمام کهنه، مسجد جامع و ... که نام بعضی از اینها را تنها افراد مسن و با اصالت سعادتشهری بیاد دارند و اکنون حتی خرابه های بعضی هم متفون شده است نشانه وجود نظام طبقه بندی شهر نشینی آن زمان ( ارباب، خوشنشین و رعیت) می باشد بیانگر نظام شهروندی آن می باشد.
پس از تاریخ سازی آب حمومی دست برداری
این عزیز سعادتشهر مدعی شده که یک نفر از روی پرس و جو از افراد محلی نام سد را سیوند نهاده است این آقا یا خانم ارجمند فکر کنم که باید بدانند ساخت یک سد مانند ساخت یک دکه سیگار فروشی نیست که یک نفر از یک شخص بپرسد بلکه یک طرح ملی و کشوری است که نام آن نیز با مطالعات بسیار و گزارش و مطرح شدن با مقامات مربوطه چون وزیر نیرو و حتی رئیس جمهور در هیئت وزیران انتخاب می شود
پس نام یک سد اینگونه نیست که یک کارمند اداره آب بیاید از یک شخص محلی بپرسد نام این سد را چه بنهیم و نام انتخاب شود
از آن گذشته می دانیم که شخصی چون کبیری چه تلاش ها کرد که نام سد سیوند را تغییر دهد اما چون در اسناد تاریخی نام رود و کلا آن ناحیه سیوند بود هیچ کاری نتوانست انجام دهد.
این آقا یا خانم سعادتشهری گفته است که اینجانب از روی بغض و حسد به سعادتشهر نوشته ام در پاسخ بگویم که هر چه آورده ام بر اساس سند و مدرک می باشد در ثانی سالهاست که جاهایی چون سعادت آباد ارسنجون مرودشت سیدون فاروق و حتی روستاهای بسیار کوچک سیوند را مورد تهاجم همه جانبه قرار داده اند و چون خودشان از فرهنگ و تاریخ بی بهره اند به مردمان بافرهنگی چون سیوندی حسادت می ورزند و سیوند را با توجه به آنکه شهدای بسیاری نیز تقدیم کرده و از تاریخی کهن بر خوردار است از کوچکترین امکاناتی بی بهره کرده اند.امثال این آقا باید بداند که دوران محرومیت سیوندیان بسر رسیده است و سیوندیان اکنون تا پای جان در برابر هر بیگانه بی فرهنگی خواهند ایستاد.
در ادامه ایشان از نظام رعیت و ارباب در سعادتشهر قدیم یاد کرده است جای تاسف است که این آقا یا خانم سعادت آبادی به وجود طبقه اجتماعی و تبیعیضات آن افتخار می کند این جریان در سعادتشهر هنوزهم پابرجاست و فاصله طبقاتی آنچنان است که کسانی میلیاردر و عده ای حتی به نان شب هم در سعادتشهر محتاج اند فاصله طبقاتی در سعاتشهر بسیار بیشتر از جاهای دیگر است و انسانها یا بسیار بسیار ثروتمندند یا بسیار بسیار فقیر
قسمت سوم:
اینها تنها نشانه ای بود تا مثل افراد امی هرچیزی که ننه بزرگها سر شام تعریف می کنند رو به اسم تاریخ حواله نکنی
مطلب دیگر اینکه اسنادی جمع آوری کردم که شما در سایتهای مختلف comment گذاشتی و نتنها به توده مردمی توهین کردی بلکه از شخصی نام بردی و تهمت و افترا بستی که اکنون معاون وزیر کشاورزی هست با پل ارتباطی که با ایشون دارم و نام شما (مجتبی خرم) رو که پیدا کردن اون توی یک روستا چندان کار سختی نیست از ایشون خواهم خواست که در صورت عدم عذرخواهی رسمی شما و حذف هجمه هایی که از ایشون و سعادت شهر گذاشتی اقامه دعوا خواهد نمود و رسما از مراجع قضایی به علت تهمت و افترا و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی رسما شکایت و پی گیری خواهد نمود ."""""""""
پیداست که این آقا نمی داند که شخص کبیری معاون وزیر دولت بسیار پرتوان و کارآمد و تلاشگر آقای خاتمی!!!!!!! بوده است و چند سال است که دوره ایشان پایان یافته و پس از آن وزیر کشاورزی جناب آقای دکتر اسکندری در دولت نهم و اکنون نیز جناب آقای دکتر خلیلیان وزیر کشاورزی است.
شاید ای سعادتشهری محترم نمی داند با تغییر رییس جمهور وزیر کشاورزی نیز تغییر و با تغییر وزیر معاونین نیز تغییر می کند و یا شاید ایشان نمی داند دولت آقای کشاورزی چند سال است بکار خویش پایان داده است.
همچنین از آنجا که ایشان و کبیری و همه اهالی سعادت آباد طاقت تهمت و افترا و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی این جانب را ندارند می خواهم که هر چه سریع تر از اینجانب مجتبی خرم رسما و کتبا شکایت کنند.
پس از این نیز تا هم اکنون وبلاگ مورد الفاظ رکیک و زشت قرار گرفته است که فایده ای برای مطرح کردنشان نمی بینیم.
همه روستاها و شهرهایی که تا دیروز دهاتکی در حومه سیوند بوده اند امروزه به سیوند ستم و ظلم روا می کنند بهتر است نگاهی به گذشته و پیشینه شان بیاندازیم.
*ارسنجان:
این شهر همواره به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای فرقه ضاله بهایت مطرح بوده است .ریا و تزویر عنصر اصلی مردمان این شهر را تشکیل میدهد.ارسنجانی ها را در نگاه اول شاید بسیار مومن و متدین ببینی اما با کمی ماندن در نزد آنها یا مطالعه وضعیت آنها وپیشینه آنها به چیزهای دیگری میرسید
"ارسنجان همواره یکی از مراکز مهم بهایت بوده که از ناحیه مجاور آن یعنی نیریز به این مکان انتقال یافته است و بابی وبهایی در ارسنجان بسیار است"{1}
مردم ارسنجان در زمان شاه خوش خدمتی های بسیاری نسبت به خاندان پهلوی نثار کردند چونانکه هر روز در ارسنجان ساز ونقاره و جاوید شاه جاوید شاه برقرار بود.
از جمله بهایی های مهم ارسنجان در پیش از انقلاب می توان به حسن ارسنجانی وزیرکشاورزی دولت هویدا بهایی خائن اشاره کرد.
مردم ارسنجان امروز چنان خود را مقلد به انقلاب و اسلام و ولایت فقیه می دانند که اگر کسی پیشینه کثیف این ملت خائن را نداند می پندارد که حتما 313 یار امام زمان عجله الله فرجه شریف از این شهر برمیخیزند.
بارها و بارها مردم ارسنجان خیانت و ریا و تزویر خویش را آشکار ساخته اند این افراد که خود را در پوشش تدین وتقوا پنهان نموده بودند از جمله این افراد پس از انقلاب می توان به
1-سید محمد حسین ارسنجانی
او که در اوایل انقلاب امام جمعه شهر خرامه را برعهده داشت پس از آشکار شدن کارهای بسیار زشت و رکیک از جمله ارتباط با منافقین ارتباط با عوامل بمب گذاری و ترور در زمان حیات امام (رحمت الله علیه) بدستور ایشان عزل گردیدند.
2-مصطفی کاظمی ارسنجانی(موسوی)
شخص شماره دو قتلهای زنجیره ای پس از سعیدامامی وی که فردی بشدت هرزه و فاسد بود در سال1338در ارسنجان متولد وبانفوذ در وزارت اطلاعات از سال 1362تا1368مدیر کل اطلاعات شیراز و سپس تا1377 هنگام دستگیری به عنوان معاون علی فلاحیان مشغول بکار گشت وی از عناصر اصلی ایجاد در گیری در فارس واز مخالفین آیت الله حایری شیرازی بوده وتبعیت زیادی از سید محمد حسین ارسنجانی داشته وبا پوشش تدین وتقوا ارتباط زیادی با منافقین داشته است.او پس از استقرار در تهران در گزارشات متعددی از تخلفات اخلاقی وسوار کردن زنان معلوم الحال توسط وی ثبت شده است.وی که ظاهری متدین بسیجی و گرایشات دوم خردادی از خود نشان میدادمشخص شد با دختری بنام(سحر-س)به مدت بیش از یکسال ارتباط داشته وتنها بمدت یکماه آنهم با شناسنامه جعلی به عقد خود درآورده است.کارهای کثیف این ارسنجانی آنقدر زشت ورکیک است که قلم از نوشته چنین کارهایی عاجز است.
از جمله کارهای این ارسنجانی که در دادگاه اعتراف به شرکت در انفجار بمب در حرم اما رضا علیه السلام در عاشورای 1373(30خردادماه) شرکت در ترور شهید علی صیاد شیرازی
3-مهدی پروده ارسنجانی (مجیدی)
پسر عمه شوهر خواهر وبرادرزن مصطفی کاظمی
او نیز متهم در بمب گذاری در حرم امام رضا علیه السلام ترور شهیدصیاد شیرازی قتلهای زنجیره ای و....
که اونیز سالها در پوشش زهد وتقوا به سمتهای بالایی در وزارت اطلاعات دست یافته بود وکه همراه پسر دایی خود در یک خانواده بهایی در ارسنجان متولد شده بود پس از باز جویی ها مشخص شد که اصلا مسمان هم نبوده اند حال چگونه در ظاهری مومن و متدین به چنیین جاهایی در وزارت اطلاعات جمهری اسلامی رسیده بودند پرسشی است ذهن همه را بخود مشغول ساخته است.
ارسنجانی ها اصولا مردمی چابلوس و زبان باز(خودشان می گویند خوش زبان)هستند از نظر خساست نیز دست کمی از مردم زرقان ندارند اما در ریا و تزویر کسی به آنها نمی رسد.
*زرقان:نسبت به دیگر مکانهای دیگر از قدمت بیشتری برخوردار است (صفویه)
به همین جهت از فرهنگ و تمدن بیشتری نسبت به دیگر مناطق بهره مند اند.
اما این شهر هم نیز یکی از مکانهای مهم بهایی بوده چنانچه برخی بهاییان سرشناس به این مکان تعلق دارند مانند ملاعبدالله فاضل زرقانی،میرزا عبدالاحد بن میرزا جلال زرقانی،میرزا محمود زرقانی وبرادرش میرزا احمد زرقانی،ملا جلال بن ملا عبدالله(نیای خاندان بکایی) وغیره.{2}
*صفاشهر یا خرمبید یا دهبید یا خرمی
این شهر از بهم پیوستن دور روستای خرمی و دهبید با نام صفاشهر وشهرستان خرم بید پدیدار گشت.روستای خرمی(بلوک قونقری بخش بوانات) که ملک خاندان افنان بود سکنه آن عموما یا همگی بهایی بودند خرمی در اواخر عهدناصری 400خانوار زارع داشت در سال1329ش سکنه خرمی 1851نفر ذکر شده است.{3}
محمدطاهر مالمیری مبلغ معروف(نیای خاندان طاهرزاده) به مدت ده سال مباشر روستای خرمی بود وسپس به عنوان مباشر املاک خاندان افنان در منطقه آباده به این خطه اعزام شد. مدتی بعد خاندان افنان روستای خرمی وکارزین را به او اجاره دادند و او هفت سال مستاجر این دو روستا بود.{4}
*مروشت:
مرودشت شهری که در دهه بیست (-هفتاد و چهار سال پیش-1314)با احداث کارخانه قند پدید آمد وبه سرعت راههای گسترش را طی نمود این توسعه پس از انقلاب با اسکان وسیع عشایر راههای ترقی را تندتر پیمود که در عرض چند سال عنوان پرجمعیت ترین شهر استان را پس از شیراز به خود اختصاص داد. اما ورود قومیتهای گوناگون در شهر از جمله عشایر شامل(باصری ترک لری عرب و...)گاوباز کولی (قربت) نبود اصالت وپشتوانه فرهنگی آن از مرودشت شهری به عنوان همه نوع جرم و فساد از انواع مواد مخدر مشروبات الکلی تجاوز به کودکان قتلهای بسیار ،فسادهای اخلاقی و.....ساخته است.....
تا چند روز آینده ادامه بحث را در مورد مرودشت و سیدون در همین پایان مقاله پی می گیریم حتما سر بزنید
ادامه دارد.....
منابع:
1-محمدعلی فیضی،نی ریز مشکبیز،تهران:موسسه ملی مطبوعات امری،130بدیع
2-تاریخ ظهورالحق،ج8،ق.2،132بدیع،صص564-567، 855
3-تاریخ ظهر الحق،ج8،ق1،ص559
4-مصابیح الهدایت،ج5،صص330_336
با عرض پوزش ما هیچ گاه موافق مطرح شدن چنین چیزهایی در وبلاگ نبودیم اما چون هیچ e-mail به ما نداده بودند تا مباحث بطور خصوصی از راه e-mail مطرح شود و مدام در نظر بدهید الفاظ رکیک بکار می بردند ما مجبور به چنین کاری شدیم.
ادامه دارد.....
خوشبختانه چند روز پیش مقاله ای بسیار پرمحتوا از دوست عزیز و گرامیمان "وحید قاسمی سیوندی" بدستمان رسید تا برای آشنایی همه سیوندیان و پی بردن به تاریخ و زبان خودشان در وبلاگ قرار گیرد هیچ گاه احساس نمی کردم که مقاله از چنین محتوایی برخوردار باشد مقاله ابتدا شرحی در مورد سیوند ،پیدایش، ریشه واژه سیوند، زبان سیوندی و در آخر برخی از آداب و رسوم سیوندیان را در خود جای داده است.با آرزوی موفقیت برای آقای "وحید قاسمی سیوندی" از همه شما عزیزان می خواهیم تا نوشته هایتان را برای ما بفرستید تا با نام خودتان بچاپ برسانیم
این وبلاگ شدیدا به ترانه اشعار و "شَئرباء" های(ترانه های محلی) سیوندی احتیاج دارد در صورت دسترسی محبت خویش را از ما دریغ مدارید. تا با نام خودتان در وبلاگ بچاپ برسانیم.
شرح مقاله آقای "وحید قاسمی سیوندی" را می توانید در پایین ببینید.
آشنایی با پیشینة تاریخی و برخی آداب ورسوم مردم سیوند
مقدمه
چند مدتی است به دلیل آب گیری سد سیوند در منطقه پاسارگاد، نام سیوند نیز بر سر زبانهاست. اما معروفیت و اهمیت سیوند منوط به این مساله نیست بلکه زنده بودن « گویش باستانی سیوندی » است که همچون یک اثر تاریخی دیرینه، سیوند را به یک موزه ی زنده مبدل ساخته است. گویشی که فرهنگی خاص را نیز به همراه دارد و در طول حیات دیرین خود به رغم پستی ها و بلندی های روزگار به دلیل انزوای فرهنگی و جغرافیایی مانند یک جزیره ی زبانی هنوز پا برجاست.
سیوند شناسی یا به عبارت بهتر پژوهش درباره گویش سیوندی سابقه ای بیش از یک قرن دارد به طوری که زبان شناسان اروپایی از اواخر قرن نوزدهم میلادی این گویش را مورد توجه و تدقیق قرار داده و مقالات متعددی درباره ی واژگان، دستور زبان و ریشه شناسی آن نوشته اند.
در میان ایرانیان نیز در در 20 سال اخیر پژوهش درباره گویش سیوندی و سابقه تاریخی مردم سیوند کارهایی صورت گرفته که در زمینه زبان شناسی کار آقای دکتر دستغیب بهشتی از اهمیت خاصی برخوردار است. در زمینه پیشینهٔ تاریخی مردم سیوند نیز کار مختصر و مفید آقای دکتر جمشید صداقت کیش با عنوان «کتابشناسی توصیفی سیوند» به رغم اختصار کاری است بسیار علمی، اصولی و ماندگار.
اماهم اکنون لازم است سیوند، بر اساس آخرین یافته های علمی به نسل امروز به ویژه نوجوانان معرفی شود تا انگیزه ای باشد برای حفظ این میراث ماندگار. اگر نسل نوجوان ما در سیوند بدانند که این گویش و فرهنگ چیست؟ از کجا آمده و چه اهمیتی دارد؟ نه تنها انگیزه ی لازم برای سیوندی سخن گفتن را در خود می یابد بلکه سعی خواهد کرد به هر طریق ممکن در حفظ آن بکوشد.
جغرافیای تاریخی سیوند :
سیوند که امروزه چون نگینی بر دامنه زاگرس می درخشد در طول جغرافیاییْ52درجه و عرض جغرافیایی ً4/30 درجه در 75 کیلومتری شمال شیراز و در شمالی ترین نقطة شهرستان مرودشت در مسیر تخت جمشید به پاسارگاد واقع شده است. بنابر آثار به جامانده مکان فعلی روستا سومین جایی است که مردم سیوند در آن سکنی گزیده اند و پیش از آن در دو مکان دیگر ابتدا در محلی که امروزه به سیوند خرابه معروف است و سپس در محلی که امروزه به ده کهنه معروف است ساکن بوده اند، که ما ذیلاً به ترتیب مدت سکونت در هر محل را می آوریم.
1) سیوند خرابه:
در حد فاصل میان امامزاده عقیل(سلطان کرم) و قوام آباد در غرب دره ی سیوند، در دامنه کوه در جلوی یک غار واقع شده است که قبرستان آن در جوارسلطان کرم قرار دارد. چنانکه معمرین می گویند مردم سیوند در زمان فتنه افغان و نا امنی هایی که در کشور پدید آمده از اینجا پراکنده شده ، عده ای به گرمسیرات فارس رفته و عده ای هم به محل دوم سیوند یعنی ده کهنه که در دره ای به همین نام در 3 کیلومتری جنوب سیوند کنونی واقع شده نقل مکان کرده اند.
2) ده کهنه :
مردم سیوند در دوره های افشاریه، زندیه و تا اوایل بر سر کار آمدن فتحعلی شاه که امنیت نسبی در کشور بر قرار شد در اینجا ساکن بوده اند. در همین جاست که جمعیت سیوند زیاد شده و کوچه بندی های روستایی شکل می گیرد. هر کوچه نام خاصی داشته که از یک شخص و گاهی یک مکان خاص گرفته شده است، و بعد ها هم که به سیوند جدید (فعلی) نقل مکان صورت گرفته: محله های گودکی، عسکری و بی بی شلی و حاج علی محمدی، بیرامی ، سر چالی و آقا حسینی است. دلایل نقل مکان از ده کهنه به سیوند کنونی بر قراری امنیت در کشور بوده است.
3) سیوند فعلی :
چنان که از قبرستان فعلی سیوند به دست می آید قدیمی ترین سنگ قبر ها مربوط به سالهای 1200 ه.ق به بعد هستند. یعنی مردم سیوند بین 5 تا 6 نسل است که در اینجا ساکن شده اند (تقریباً 200 سال).
عده ای از مردم سیوند در فتنه افغان به گرمسیرات فارس رفته اند که ردیابی آنها دیگر ممکن نیست. عده ای سیوندی هم در شهرستان سیرجان استان کرمان در جایی به نام رابُر زندگی میکنندکه هویت سیوندی خود را حفظ کردند و بنا به قول معمرین از همین سیوند فعلی به سیرجان مهاجرت کردند.
وجه تسمیه سیوند :
ابتدا بهتر است در باره ی وند صحبت کنیم که خود یک پسوند و به معنای دارنده ی ... می باشد. علاوه بر این وند پسوند نام برخی کوه ها مانند: الوند، دماوند، اَسَوَند و ریوند می باشد
لذا ما نباید برای شناخت ماهیت واژه سیوند به ظاهر آن توجه کنیم. بنابراین آنچه که در زیر می آید معانی ایی است که با روش زبان شناختی می توان برای سیوند در نظر گرفت :
1) اَشَوَنت : یعنی کسی که پیرو قوانین اهورا مزدا و معتقد به دین راستین است. با این حساب اَشَوَنت یعنی پیرو راستی و صفت متضاد آن هم می شود دِرِگوَنت یعنی پیرو دروغ. جالب است بدانید طایفه ای از لرهای لرستان دریکوند نام دارند. شاید به مرور زمان از دوران باستان تا امروز دِرِگوَنت به دریکوند و اَشَوَنت به اُ سیوند وسیوند تبدیل شده باشد. البته درک این معنا مستلزم آشنایی مقدماتی با علم زبان شناسی است.
2) سکاوند : همان طور که عده ای از زبان شناسان گویش سیوندی را با زبان سکایی هم ریشه می دانند شاید واژه ی سکاوند یا سَکَه وَنت به مرور زمان تبدیل به سَکوَند، سِیوند و سیوند شده باشد.
3) اُسیوند : نام یکی از طوایف ایل بختیاری است که خودشان گاهی به آن سیوند هم می گویند. شاید واژه سیوند هم ابتدا اُسیوند بوده و در محاوره به سیوند تبدیل شده است.
به هر حال تکیه بر هویت مکانی مفید به فایده ی چندانی نیست بلکه باید بر هویت قومی و زبانی تکیه کرد.
زبان مردم سیوند :
زبان مردم سیوند از گویش های ایرانی گروه شمالغربی است در حالی که فارس در جنوب غرب ایران واقع شده است.
حتی لهجه فارسی سیوندی ها با لهجه ی اهالی نزدیک ترین روستاها به سیوند کاملاً متفاوت و متمایز است.
شباهت گویش سیوندی به برخی زبان های غیر زنده از جمله مادی، سکایی غربی، پهلوی اشکانی که همه متعلق به شمال و شمال غربی ایران بزرگ هستند. به نظر می رسد که بازیابی هویت قومی سیوندکاری بسیار مشکل است و باید در غرب ایران از کردستان تا لرستان به دنبال این هویت گشت. از نظر نژادی هم بنابراین باید گفت سیوندی ها فارسی نیستند بلکه از زیر شاخه های کرد یا لک می باشند و در ضمن عشایر بوده اند نه روستایی یا شهری. چنانکه در دوره صفوی در سپاه صفوی کار نظامی می کرده اند و وجود سنگ قبرهای مربوط به سیوندی ها در جوار امامزاده عقیل که عنوان قائد دارند شاهد این مدعاست زیرا قائد یک منصب نظامی است.
سنت های مردم سیوند :
سر سلامتی، گرفتن عیدی [نوروز] ، عزاداری امام حسین، عروسی، تک تکک ،گوسنگله و...
سر سلامتی :
هر سال پیش از عید نوروز یعنی 29 اسفند کسانی که در آن سال کسی را از دست داده بودند در خانه های خود می ماندند و مردم در فاصله زمانی صبح تا پاسی از شب به خانه های عزا دار می رفتند و با آنها ابراز همدردی می کردند. در 20 سال اخیر قرار بر این شد که کسی در خانه نماند و از هر خانوادة عزا دار یک نفر به عنوان نماینده در مسجد بایستد و مردم برای عرض تسلیت به مسجد بروند. علاوه بر این در روز تاسوعا هم این کار صورت می گیرد(یعنی یک بار در سال شمسی و یک بار در سال قمری).
گرفتن عیدی :
در 20 – 30 سال پیش بچه ها دسته دسته راه می افتادند و به درِ خانه ها اهالی می رفتند و با هم شعر می خواندند: " عید شِمه مبارک عیدی هَمِه را بِدِیکه" صاحب خانه نیز که از قبل چیزهایی مانند: مغز بادام، کشمش، جوز قند، پر زردآلو،پر شفتالو ، تخم مرغ رنگ شده و... آماده کرده بود به بچه ها می دادواز آنهاپذیرایی می کرد.
عزاداری امام حسین (ع):
از قدیم سیوند 4 هیأت داشته است : 1) حاج علی محمدی (زهرا) 2) قلوه شنی یا بی بی شلی(ولی عصر)
3) عسکری (سید الشهدا) 4)بیرامی و سرچالی در مسجد(ابالفضل)
از شب اول محرم تا دهم در هر چهار محله چلچراغ درست می کردند و نوحه خوانی و سینه زنی می پرداختند. معمرین می گویند مردان دایره می ساختند، کمربند هم را با دست چپ می گرفتند و با دست راست بر سینه می زدند (مثل بوشهری ها)- شاید به دلیل روابطی است که میان سیوند و بوشهر در زمان چارواداری وجود داشته است.روز عاشورا هیأت زهرا راه می افتاد به طرف هیأت ولی عصر، بعد هر دو راه می افتادند و به طرف حسینیه سیدالشهدا می رفتند، سپس هر سه به هیأت مسجد می رفتند. آنگاه همه با هم از آنجا به طرف قبرستان حرکت می کردند. در آنجا علاوه بر سینه زنی، زیارت عاشورا میخواندند.
وقتی مرا سم در قبرستان تمام می شد همه با هم حرکت می کردند و هیأت زهرا را به حسینیه ی خود می رساندند و از آنجا بقیه حرکت می کردند و هیأت ولی عصر را به حسینیه ی خود می رساندند سپس هیأت ابالفضل با هیأت سیدالشهدا به حسینه ی سیدالشهدا می رفت و از آنجا رهسپار مسجد می شد و مراسم عاشورا به پایان می رسید.
یکی از نوحه ها یا شعارهای سینه زنی بین راه عبارت بود از :
1) چه کربلاست امروز چه پر بلاست امروز سر حسین مظلوم از تن جداست امروز
(جواب) 2) عزا عزاست امروز جان در بلاست امروز غوغای روز محشر در کربلاست امروز
وقتی هیأتی می خواست خداحافظی کند می گفت : ای اهل عزاداران رفتیم به خدا حافظ
و هیأت میزبان در مقابل می گفت : سینه زنان شاه دین خوش آمدین خوش آمدین
گوسَنگَلَه : (جمع آوری هیزم برای حسینیه)
رئیس هیأت به کودکان می گفت بروید گوسنگله. بچه ها به صورت گروهی راه می افتادند و به در منازل می رفتند و چنین می خواندند : «گوسنگله، ها بشکنه ویندِ تا بَرتا بشکنه.... حسن و حسین و عباس یِی تُکُلی در اِنداز» وقتی صاحبخانه تکه ای هیزم می داد بچه ها می گفتند: «حسن و حسینِ و نیلی... داغ بچه ات آ نبینی».
بدین ترتیب هیزم لازم برای گرمایش یا پخت و پز در حسینیه جمع آوری می شد.
چل کچلون :
وقتی زیاد باران می آمد و می خواستند که زیاد باران نبارد، مراسم چل کچلون را اجرا می کردند. بدین ترتیب که یک بندی را می آوردن و در آن به نام 40 کچل گره می زدند و آن را در بیرون در آفتاب می آویختند.
البته درسیوند برای درخواست باران دعا می کردند، نماز می خواندند و ساز و نقاره می زدند وشادی می کردند تا باران ببارد
عروسی(عیش) :
عروسی فقط در منازل بر گزار می شد و ساز و نقاره می زدند. عروسی 2 شبانه روز بود. شب اول حنابندان و شب دوم شب عروسی.
در خانه ی داماد و در خانه عروس به طور جداگانه عروسی بود. زنها دایره می زدند و شربا می خواندند که ریتم آن بود. مردها فقط شباش شباش می کردند. در مراسم ساز و نقاره مردها ترکه بازی می کردند که در واقع نوعی بازی رزمی و جنگ شمشیر و نیزه است ( ترکه = شمشیر ، پایه = نیزه ). برای ترکه بازی لباس خاصی می پوشیدند و ساق پاهای خود را با پابند می بستند.
حنا را خانواده عروس درست می کردند و شبانه در کوچه ها ی روستا، شادی کنان و دست زنان به خانه ی داماد می بردند. هنگامی که از خانه ی عروس به خانه ی داماد می رفتند سعی می شد چیزی را از خانواده ی عروس کش بروند و بعد آن را به مادر داماد می دادند و مادر داماد نیز آن را در مقابل مبلغی به خانواده ی عروس پس می داد. البته قبل از عروسی مراسم خواستگاری و بله بران انجام می شد.
صحبت کردن درباره ی سنت ها، بازیها، ضرب المثل ها و چیستان ها خود احتیاج به مقاله ای مفصل دارد.
دوره چاروا داری :
چار واداری به معنای حمل و نقل کاروانی است. سیوندی ها در دوره قاجاریه یعنی زمانی که در دهکانه و بعد از آن در همین سیوند فعلی بوده اند، چاروا دار بوده اند. آنها 800 قاطر داشته اند که به وسیله آنها به حمل و نقل بارهای تجاری از بنادر تا اصفهان می پرداختند. در آن زمان دو منطقه از فارس از نظر چارواداری اهمیت زیادی داشته است.
1) سیوند که 800 قاطر داشته است 2) کازرون که 400 قاطر داشته است.
2) نام بنادر خلیج فارس در ناحیه علیا مثل بوشهر، گناوه، ریگ و دیلم برای سیوندی ها خیلی آشناست چنانکه کازرون را کازران، برازجان را برازگان و گناوه را گِنُوا می نامند
در پایان با تشکر از آقای "وحید قاسمی سیوندی" انشاالله که بتوانیم در آینده یک وبلاگ سیوندشناسی مجزا از ایشان را ببینیم.
باز هم می گوییم که این وبلاگ شدیدا به ترانه اشعار و "شَئرباء" های(ترانه های محلی) سیوندی احتیاج دارد در صورت دسترسی محبت خویش را از ما دریغ مدارید تا با نام خودتان در وبلاگ بیاوریم.
"هُ یَ باء" ناقوس زندگی و پویایی داد و ستد است و داد و ستد نیز ناقوس زندگی و جنبش مردمان،و این چه نیک است چونان روزگار نخستین آدم که این برترین شیوه اقتصاد است، از تولید به مصرف پاکترین اقتصاد است بی هیچ واسطه و دلالی بی هیچ احتکار و انباشتی بی هیچ ماندگی و کاهش ارزش غذایی ،بی هیچ فشاری بر مصرف کننده و بی هیچ فشاری بر تولیدکننده،
در سیوند هر کس چیزی برای فروش دارد بر روی پشت بام می رود و با آوای بلند پس از "هُ یَ باء" نام جنس مورد فروش خویش را می آورد جنس مورد فروش بیشتر محصولات باغی و کشاورزی،آوردنی های کوه،فرآورده های دامی و....می باشد که همه این اجناس مورد فروش را خود فروشندگان تهیه کرده اند و واسطه ای در کار نمی باشد.
بدبختانه فرهنگهای غلط و هجوم زندگی غربی از راه زندگی شهری و بدنبال آن مصرف گرایی ،تجمل گرایی و نابودی چرخه تولید سبب گردیده تا این آیین چند هزار ساله امروزه در سراشیبی مرگ قرار گیرد امید آن می رود که همه ما بویژه سیوندیان در زنده نگهداری این آیین های کهن و چندهزارساله ایرانی بکوشیم.
"بس پاک و بس نیک نه آدمی را می آلاید نه جانداری دیگر را و زیست و بوم را از آنروی که از پور آدم است و جان دارد و از زیست بوم جدا نیست.پاک است همچون آدم پیش از بهشت است و خدای همچون آدم پیشین آلوده نیست و نمی آلاید چون آدم پسین بلکه می پالاید دل و می بخشد جان بسان خدای آدمیان و چون از اوست و ستایشگر اوی.کهن است و سترگ چون کوه نازک است و بزرگ چون برگ.از اوست و به سوی اوی باز می گردد."
"گیٍر," صنایع دستی کهن سیوند است بافته شده از شاخه و برگ درخت "اَلوءک/بادام کوهی" که در زبان سیوندی به این درخت "شَئرَک" می گویند می باشد.به این هنر در زیانی سیوندی"گیٍر,چیٍنیٍ" و به کسی که دست به این کار دارد "گیٍر,چیٍ" یا "گیٍر,چیٍن" می گویند.
برجسته ترین گونه این صنایع دستی "گیٍر,وَرپوٍشیٍ"است که برای نگهداری نان محلی درست می شود"گیٍر,وَرپوٍشیٍ" از یک استوانه به بلندی متر و قطر 50تا 60 سانتی متر تشکیل می شود.
گونه دیگر این صنایع دستی "سُپ" نامیده می شود "سُپ" نیز از یک گردی(دایره) میان گود به قطر60 تا 70 سانتی متر پدید یافته است که برای آب زدن و نم کردن نان محلی استفاده می شود.
از دیگر گونه های کوچکتر هنر "گیٍر,چیٍنیٍ" می توان به "گیٍر, چَن پَشیءنیٍ" برای نگهداری سوزن و نخ را نام برد.
گونه ساده هنر "گیٍر,چیٍنیٍ" نیز "گیٍر," نام دارد برای موارد گوناگون بکار گرفته می گردد.
متاسفانه امروزه رواج مشتقات نفتی(پلاستیک) در کشور و جایگزین شدن بجای مصنوعات سنتی موجب آسیب ها و زیانهای جبران ناپذیری گردیده است. مهمترین این آسیب ها از نگاه بهداشتی و سلامتی است چون مواد اولیه آنها نفت می باشد در هنگام استفاده با رها سازی رادیکال های آزاد موجب بیماری های فراوان از جمله سرطانهای گوناگون در دراز مدت می گردد. همچنین این مواد غیر قابل تجزیه می باشد و با رها سازی در محیط آسیبهای بسیاری به زیست بوم وارد می سازد در حالی که مشابهات سنتی به آسانی در محیط تجزیه می گردند.از آنجا که تولید این مواد در صنایع پتروشیمی ما محدود است هر ساله هزینه بسیاری صرف واردات این مواد می گردد همچنین پتروشیمی های کشور نیز دستگاهها و فرآیند خویش را بجای تولید کودهای شیمیایی، مواد اولیه تجهیزات پژشکی،رنگها و .....به تولید مواد اولیه پلاستیک متمایز کنند.
بکار گیری از صنایع دستی علاوه بر حفظ سلامتی،کمک به اقتصاد کشور و کاهش هزینه،پاک نگهداری زیست بوم و طبیعت از همه مهمتر موجب پاسداشت و نگهداشتن میراث کهن چندین هزارساله نیاکان می گردد پس بیاییم همه با هم میراث کهنمان را همواره زنده و پویا نگهداریم.
متاسفانه عکس های این صنایع دستی کهن در دسترس نبود چنانچه شما از این موضوع یا دیگر موضوعات عکس دارید حتما برای ما بفرستید تا با نام خودتان در وبلاگ معرفی کنیم.
نظرات و راهنمایی های شما خواننده گرامی بویژه شما خواننده سیوندی در بهتر نمودن مطالب بسیار بما کمک می کند.شما سیوندی گرامی در نظر بدهید نظر و پیشنهاد خویش را به زبان سیوندی حتما بنویسید.
چنانچه مایلید در مورد هر موضوع یا مطلبی که مربوط به سیوند است مطلب تهیه کنیم حتما نام موضوع را برای ما بنویسید.
توجه داشته باشید که امکان نمایش همه مطالب وبلاگ در این صفحه نمی باشد برای آگاهی از همه مطالب وبلاگ می تواند به گزینه "عناوین مطالب وبلاگ "یا گزینه "آرشیو موضوعی" استفاده کنید.
آتش نماد ستایش زرتشتیان و سپنتاترین عنصر آفرینش در روزگار پیش از اسلام در نزد ایرانیان بوده است پس از اسلام آتش نماد روشنایی،رهایی از تاریکی و نادانی، زداینده ناپاکی از پاکی نزد این مردمان بوده است. مردم سیوند نیز در پیش از اسلام آتش را تا جایگاه ستایش و پرستش گرام و سترگ همچون همه ایران می داشته اند پس آمدن اسلام به ایران چون پرستش هرچیز جز خدای یکتا گناه بود آتش سوی پرستش را از خویشتن زدود در سیوند پس از اسلام آوردن مردمان آتش از اورنگ پرستش به پایین کشیده شد اما چراغ جای آتش را گرفت نه بسان پرستش و نیایش بلکه نماد رستن از نادانی آمیزش با دانش و جستن و یافتن "صراط المستقیم " و رهایی یافتن از بند "والضالین" و رسیدن به "لقاءالله"
آنچه که پیدا هنر و معماری اسلامی سیوند بیش از همه جای ایران از بنیان ها و رهنمودها و نماد های زرتشتی الهام گرفته است سرآمد این الهام چراغ است در هیچ جای ایران چراغ این بازمانده تمدن ایران باستان و زرتشت اینگونه جایگاهی ندارد.
در سنگتراشه کاشکاری ها و ....سیوندی چراغ را می توان یافت در بیشتر سنگ گورهای سیوندی حتی تا سده های اخیر نیز چراغ را با نگاره های گوناگون می توان یافت.
از دیگر جنبه های معماری اسلمی سیوند می توان به پیکره ها و نگاره های سوارکاری و رزم اشاره نمود اگرچه رزم و شکار همواره عنصر پایه ای هنر ایرانی بوده است اما در نگاره ها و پیکره های دینی و آیینی کمتر یافت می شود اما در هنر سیوندی سوارکاری و شکار یکی از مهمترین اجزای آثار اسلامی را پدید می آورد همچنین شیر،بز،شکال و....را نیز به فراوانی در پیکره ها و نگاره های اسلامی سیوندی یافت شیر در نگاره های سیوندی یک حیوان آرام که در حال راه رفتنی پر هیبت باشد نیست شیر در نقوش سیوندی همواره در حال جنگ و پیکار است در نگاره های اسلامی سیوند کمتر نگاره های را می توان یافت که یک شیر به تنهایی به در حال غرش باشد در هنر اسلامی سیوند همواره دو شیر بگونه ای ایستاده در حال نبردند که این نیز از نبرد اهریمن و اهورامزدا در سنگتراشه های پیش از اسلام برداشت شده است اگرچه دو شیر هیچ کدام نماد ستیز بدی و نیکی نباشند اما نمایانگر پرتو هایی از اعتقادات زرتشتی در باورهای اسلامی مردمان سیوند می باشند.اگرچه زمینه و عنصر پایه ای در هنر ایرانی گل و بوته است اما گل و بوته در هنر سیوندی به حاشیه رفته و جای خویش را به اشکال متقارن هندسی داده است هرچه که در هنر ایرانی گل و بوته می توان یافت در هنر سیوندی اشکال هندسی گوناگون را می توان یافت این درهم آمیزی و تقارن هندسی هنر بسیار برجسته و متمایز را می سازد که گاه در زمره بهترین آثار هنری ایرانی جای می گیرد که در هیچ جای ایران بدین شکلی پیدا نمی شود و گل و بوته در هنر سیوندی کمتر از دیگر مکاتب هنر ایرانی رفته است و گل های بکار رفته که عموما پس از صفوی دیده می شود نیز گاها شکل هندسی به خود گرفته یا درون یک قالب هندسی قرار دارند یکی دیگر عناصر پایه ای مکاتب هنری ایران مرغ و پرنده است که در هنر سیوندی شاید بسختی بتوان نگاره مرغ را یافت.
از دیگر نقش های هنر مکتب سیوند می توان به نگاره چشم بویژه در نگاره های پس از صفوی اشاره کرد همچنین پس از صفوی و پیدایش تفنگ نگاره تفنگ را در پیکره های مذهبی نیز می توان یافت.
عکس های پیکره ها و نگاره های سیوندی را می توانید در ادامه مطلب ببینید
نظرات و راهنمایی های شما خواننده گرامی بویژه شما خواننده سیوندی در بهتر نمودن مطالب بسیار بما کمک می کند.شما سیوندی گرامی در نظر بدهید نظر و پیشنهاد خویش را به زبان سیوندی حتما بنویسید.
چنانچه مایلید در مورد هر موضوع یا مطلبی که مربوط به سیوند است مطلب تهیه کنیم حتما نام موضوع را برای ما بنویسید.
توجه داشته باشید که امکان نمایش همه مطالب وبلاگ در این صفحه نمی باشد برای آگاهی از همه مطالب وبلاگ می تواند به گزینه "عناوین مطالب وبلاگ "یا گزینه "آرشیو موضوعی" استفاده کنید"اِشکَفت, گاء" نام غاری آبی است بر فراز کوههای سیوند چنانچه در هر جای سیوند کنونی باشیم "اِشکَفت, گاء" را در روبروی سیوند است می بینیم درون "اِشکَفت, گاء" بواسطه چشمه های درون آن همیشه آب می باشد اما در برخی از فصلها (زمستان و بهار) آب "اِشکَفت, گاء" بیرون می آیند و با گذشت چند کیلومتر در دامنه کوه آبشار "آءقِل کَمَرٍ" را پدید می آورد در سالهای پر بارش در بیرون غار نیز آبشارهای بسیار جاری می گردد..........
اگرچه "اِشکَفت, گاء" در مقایسه با غارهایی چون علی صدر،سهولان و....چیزی ندارد اما آنچه که موجب اهمیت "اِشکَفت, گاء" شده است قرارگیری آن در ناحیه زمین شناسی زاگرس جنوبی است چنانچه این دسته از غارهای آبی در ناحیه زاگرس شمالی و در استانهای کردستان،همدان،کرمانشاه و گاها زنجان یافت می گردد و وجود چنین غاری در ناحیه جنوبی زاگرس چیزی نادر می باشد.
نکته دیگر قابل توجه "اِشکَفت, گاء" دبی زیاد آب آن می باشد چنانکه پس از طی چندین کیلومتر و ایجاد آبشار "آءقِل کَمَر" زمینها و کشتزارهای دامنه کوه را در فصولی از سال سیراب می کند.
در ادامه مطلب می توانید عکس های "اِشکَفت, گاء" سیوند را ببینیدتوجه داشته باشید که عکس ها در اندازه های بزرگ می باشند و نمایش کامل آنها در وبلاگ میسر نمی باشد با ذخیره عکس ها در رایانه خود به تماشای عکس ها با اندازه کامل بپردازید.
چنانچه دوست دارید در مورد یکی از آداب و رسوم،جاهای دیدنی و دیگر چیزهای سیوند چیزی بدانید نام موضوع را برای ما بفرستید تا در مورد موضوع شما گزارش و نوشته ای در صورت امکان تهیه کنیم.پیشنهادها و سخنان شما بسیار می تواند در بهبود مطالب به ما کمک کند پس ما را از نظرات و انتقادات به حق خویش دریغ مدارید. (اگر سیوندی زبانانید حتما به زبان سیوندی)
توجه داشته باشید که امکان نمایش همه مطالب وبلاگ در این صفحه نمی باشد برای آگاهی از همه مطالب وبلاگ می تواند به گزینه "عناوین مطالب وبلاگ "یا گزینه "آرشیو موضوعی" استفاده کنید.
سیوند همواره یکی از مهمترین و برجسته ترین مکانهای باستانشناسی در ایران بشمار می رود از نگاه باستانشناسی از پاسارگاد تا تخت جمشید ناحیه سیوند نام دارد منطقه باستانشناسی سیوند از دید باستانشناسان همواره مکانی کهن و ارزشمند از دید باستانی بوده است این ناحیه باستانشناسی پیرامون رود سیوند پدیدار گردیده است و منشا جنب و جوش و پدید آمدن زندگی شهرنشینی و تمون رود سیوند بوده است آثاری که از دید باستانشناسی در این ناحیه قرار می گیرد شامل دو بخش پیش از اسلام و پس از اسلام می گردد این آثار از شمال به ترتیب شمال این آثار می گردد
.الف
)پیش از اسلامشهر هخامنشیان
پاسارگاد
تنگه بالاغی
تپه رحمت آباد
غار سیوند
آثار سیوند(محل استخراج سنگهای پاسارگاد و تخت جمشید)
کتییبه پهلوی تنگ فشک سیوند
شهر پیش از اسلام سیوند
پل سیوند
بند سنگی سیوند
گورستان پیش از اسلام سیوند
(خرفت خانه)استخرها و سازه های چشمه لیرک سیوند
تپه هخامنشی شماره
1 سیوندتپه هخامنشی شماره
2 سیوندکتیبه های پهلوی تخت طاووس
شهر استخر
نقش رستم
نقش رجب
تخت جمشید
ب
)پس از اسلام)کاروانسرای شاه عباس سیوند
شهر پس از اسلام سیوند
(سده دوم تا حمله محمود افغان)گورستان پس از اسلام سیوند
(سده دوم تا حمله محمود افغان)پل سیوند
گورستان دوم پس از اسلام سیوند
(حمله محمود افغان تا قاجاریه)شهر دوم پس از اسلام سیوند
(حمله محمود افغان تا قاجاریه)آب انبار و آسیاب چشمه لیرک سیوند
با بررسی آثار باستانی حوزه پارسه
-پاسارگاد مشاهده می شود که پیش از اسلام در این ناحیه تمدن عظیمی شکل گرفته و می توان گفت مهمترین و والاترین تمدن دو دوره هخامنشی و ساسانی در ناحیه سیوند بوده است. در پیش از اسلام آثار باستانی فراوانی در این ناحیه دیده می گردد که شامل کاخها و سنگنبشته های باستانی که ویژه شاهان و شهرها و روستاهای انبوه نیز از زندگی توده مردم می شود در پیش از اسلام آثار زندگی و تمدن را در همه جای این ناحیه دیده می گردد اما پس از اسلام تنها نقطه تمدن و شهرنشینی سیوند می باشد و دیگر نواحی هیچ آثار مهمی از دوره اسلامی دیده نمی شود وآثار اسلامی پارسه تا پاسارگاد تنها به سیوند محدود می شود که این کاوش و بررسی نظریه معروفی که بیان می کند سیوندیان تنها بازماندگان ایران باستان و ناحیه پارسه-پاسارگاد می باشند را قوت می بخشد.علاوه بر شواهد بالا وجود سیوند به عنوان آخرین و مهمترین مرکز زرتشتی نشین در فارس تا پس از اسلام
(قرن سوم) ،قرارگرفتن سیوند کنونی در بهترین ناحیه آب و هوایی منطقه و تنوع آب و هوایی بی نظیر،قرار گیری سیوند پس از اسلام در ناحیه ای مسلط به دزدان و سپاهیان (بدلیل هجوم اعراب پس از اسلام)،فرهنگ زبان و لباس و پوشش بکر و غنی و .....از عواملی است که نظریه سیوندیان بازماندگان ایران باستان را قوت می بخشد.نشست باستان شناسی ایران در ژاپن برگزار شد
.سیوند همواره یکی از مهمترین و برجسته ترین مکانهای باستانشناسی در ایران بشمار می رود از نگاه باستانشناسی از پاسارگاد تا تخت جمشید ناحیه سیوند نام دارد منطقه باستانشناسی سیوند از دید باستانشناسان همواره مکانی کهن و ارزشمند از دید باستانی بوده است این ناحیه باستانشناسی پیرامون رود سیوند پدیدار گردیده است آثاری که از دید باستانشناسی در این ناحیه قرار می گیرد شامل دو بخش پیش از اسلام و پس از اسلام می گردد که پیش از اسلام در همه گستره پارسه تا پاسارگاد می توان آثار باستانی یافت اما پس از اسلام تنها آثار باستانی محدود به سیوند می گردد و این نظریه بازمانده بودن سیوند و مردمان آن از ایران باستان و ناحیه پارسه تا پاسارگاد را قوت می بخشد
.منبع:ایرنا
نخستین وتنها کتابخانه انجمن یاری در سیوند مشغول بکار می گردد. انجمن یاری یک انجمن بشر دوستانه و جهانی می باشد که از یازده سال پیش کار خود را در زمینه فرهنگی اجتماعی با کمک افراد خیر در استهکلم سوئد آغاز کرداین انجمن تلاش نمود تا با دادن آگهی به رادیوهای محلی انجمن را میان ایرانیان استکهلم معرفی نماید. جشنواره های فیلم و نمایش (تئاتر) در شهرهای گوناگون جهان همایش ها و نشستهای گوناگون در زمینه حقوق کودک در جاهای گوناگون جهان،همکاری با بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان،کمکهای آموزشی به پنج قاره جهان، ایجاد تعاونی کتابخانه و....از جمله کارهای انجمن یاری می باشد.
این انجمن نخستین کتابخانه کودک خود را در جهان در سال 2006 پس از مطالعه و پژوهش و انجام سفرهای متعدد و مطالعات محلی در سیوند فارس تاسیس کرد . کتابهای کتابخانه از کیفیت بسیار بالا برخوردار می باشند که اکثر کتابها نیز ترجمه شده یک اثر خارجی است.و انتظار می رود با ایجاد بخش زنده نگهداری زبان سیوندی این کتابخانه بتواند در زمینه گسترش زبان سیوندی در میان کودکان سیوندی نیز موفق باشد. این کتابخانه هم اکنون در ساختمان قدیم تکیه و حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیه ("هاءجِلیٍ مَئدیٍ") واقع در محله "کیءچاء هاءجِلیٍ مَئدیٍ" سیوند دایر می باشد.
فرهنگ غنی و مجزا با دیگر نقاط در سیوند،ناب ماندن و بکر ماندن فرهنگی،داشتن زبان مجزا،بالا بودن ضریب هوشی سیوندیان در مقایسه با مناطق اطراف،و همچنین سیوندیان موفق از نظر علمی در خارج از کشور امید آن می رود در گزینش سیوند در جهان به عنوان نخستین مکان ایجاد کتابخانه مثمر ثمر باشد.
همچنین بنا به وظیفه جا دارد از زحمات و کوشش های آقای "محمدرحیم ملایم سیوندی" در جهت راه اندازی و تاسیس این کتابخانه کمال سپاس بجای آورده شود.
برای آشنایی بیشتر با بخش فارسی انجمن یاری می توانید به تارنمای این انجمن به نشانی زیر مراجعه کنید.
www.yari.nu
info@yari.nu
از سیوند کنونی که بسمت غرب پیش برویم به باغهای سیوند می رسیم پس از مقداری پیش روی در همه کوچه باغها به یک سراشیبی می رسیم پس از این سراشیبی به انبوه جنگلها می رسیم و پس از آن به رود سیوند برخورد می کنیم.
اگر از سیوند کنونی بسمت شمال برویم به جایی می رسیم که دیگر باغی وجود ندارد و همگی جنگلهای انبوه "اِسبیٍداءر/سفیدار"، "کَبوءد,/صنوبر" و چنار می رسیم این ناحیه از باغهای سیوند "ساءب دیٍواءنیٍ" نام دارد."ساءب دیٍواءنیٍ" در شمالی ترین نقطه از باغهای سیوند قرار دارد و تا بند سیوند و "پِرداء سیٍوَند/پل سیوند" ادامه پیدا می کند آنچه در مورد این ناحیه مشخص است آن است که از دیگر مناطق باغهای سیوند پست ترین می باشد و در واقع در بستر رود خانه قرار گرفته است.
در همه جای باغهای سیوند قسمت غربی باغها که بستر رود خانه است جنگل می باشد که این در ناحیه "ساءب دیٍواءنیٍ" بطور صد در صد بوده اگر چه در سالهای اخیر برخی از جنگلها بصورت پراکنده به باغ تبدیل شده است اما بازهم قسمت غالب جنگل می باشد. در گذشته در دو طرف رودخانه سیوند جنگل بوده است و با فاصله از رودخانه رفته رفته جنگل جای خود را به باغ می داده است.که امروزه متاسفانه یک طرف رودخانه بدلیل طغیان رود سیوند در سالهای اخیر در اثر تخریب پوشش جنگلی و بوته ای در بالادست رود سیوند ویران شده و اثری از آن تنها بصورت بسیار کم در حوالی امامزاده ابراهیم علیه السلام باز مانده است.
در محدوده باغهای سیوند سه "دوءس,/جوی بزرگ" به موازات رود سیوند قرار داشته که و جوی های کوچکتر با "اِشکَن" به "دوءس," متصل می شده اند و باغات و جنگلها را سیراب می ساخته اند. بزرگترین و مهمترین آنها در ابتدای باغها قرار داشته که این "دوءس," هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. دیگری در شرق جنگلها و در بستر رودخانه برای سیراب کردن جنگلها، "دوءس," سوم در آنطرف رودخانه قرار داشته است که امروزه تنها همان "دوءس,: نخست پا برجای و باقی مانده است.
اصولا پیدایش جنگل پست بودن زمین یا به عبارت دیگر قرارگیری در بستر رودخانه بوده است زیرا در بستر رودخانه سطح آب بالاتر می باشد و درختان جنگلی بیشتر به آب نیازمندند چنانچه در جنوبی ترین بخش باغهای سیوندکه "قَمبَرقَمبَرُؤ" نام دارد و بر روی زمینی مرتفع واقع شده هیچ جنگلی مشاهده نمی شود و همگی درختان و باغهای میوه است.
جنگلهای تاریخی سیوند همواره در طول دست کم 3000 سال به عنوان یکی از مهمترین راههای در آمد مردم سیوند بوده و هست و همه مردم سیوند در طول این سالیان با جنگل و مسائل مربوط به آن سروکار داشته اند.پس از چند سال درختان جنگل قطع و چوب آن فروخته می شود اما دوباره از کنده آن نارون تازه روییده و چندین درخت از هر درخت می روید که به آن در زبان سیوندی "گُؤد," می گویند.
جنگلهای تاریخی سیوند نیز همانند کوچه باغهای تارخی سیوند وضعیت مطلوبی ندارد بیرون آوردن ریشه و کنده درختان و صاف کردن زمین آن همچنین فروش جنگلها به غیر سیوندی ها و غریبه ها و کسانی که به جنگل و باغ نه به عنوان یک منبع اقتصادی بلکه یک منبع تفریحی تنها می نگرند و با تغییر کاربری و نهادن دیوار بلوکی و ساختن خانه درون باغ یا جنگل تاریخ و هویت چندهزارساله یک قوم را تخریب می کنند.
دیوار بلوکی زخمی است بسیار کاری و عمیق که بیم آن میرود دیوارهای چندهزار ساله و تاریخی را در عرض چند سال از پای درآورد و به کام مرگ بفرستد.
پس ما امروز میراٍ داران تمدنی کهنیم پس این تمدن و تاریخ چند هزار سال را پاس بدارم.
مجموعه گسترده باغهای سیوند شامل کوچه باغهای تاریخی سیوند قفلهای تاریخی که به نوعی صنایع دستی سیوند هم بشمار می آیند می تواند موقعیت توریستی و تاریخی را برای سیوند فراهم سازد.
********تلاش همگانی برای نگهداری ،پیشگیری از تخریب، و ثبت کوچه باغها و جنگلهای تاریخی سیوند در میراث تاریخی سیوند*********
در ادامه مطلب می توانید عکس های جنگلهای 3000ساله سیوند را ببینیدتوجه داشته باشید که عکس ها در اندازه های بزرگ می باشند و نمایش کامل آنها در وبلاگ میسر نمی باشد با ذخیره عکس ها در رایانه خود به تماشای عکس ها با اندازه کامل بپردازید.
چنانچه دوست دارید در مورد هر کدام از آثار باستانی سیوند گزارشی تهیه کنیم حتما نام اثر را برای ما بفرستید و ما را از نظرات و پیشنهادات خویش دریغ نفرمایید.
اگر به در های کوچه باغهای تاریخی سیوند بنگرید می بینید که در سمت راست درها یک سوراخ مشاهده می گردد درون این سوراخ شی قرار دارد که "کیٍلیءل داءن" نامیده می گردد.
"کیٍلیءل داءن" از کنده درخت تهیه می گردد که با تراشیدن آن و ایجاد شیارهایی در آن به گونه ای ماهارانه یک قفل می سازند این قفل شامل یک کلید چوبی که در سیوندی به "کیٍلیءل" می گویند.هر "کیٍلیءل" تنها به یک "کیٍلیءل داءن" یعنی همان "کیٍلیءل داءن" که برای آن ساخته شده است می خورد.
"کیٍلیءل داءن"به نوعی صنایع دستی کهن سیوند نیز محسوب می گردد اما امروزه همانند دیوارهای تاریخی کوچه باغها مورد بی مهری قرار گرفته است که امید می رود با ثبت کوچه باغهای سیوند در فهرست آثارملی کشور "کیٍلیءل داءن" نیز حفظ گردد.
******کوچه باغهای باستانی سیوند و متعلقات آن مانند "کیٍلیءل داءن" تاریخ زنده مردم سیوند است پس همه باهم به یاری نیاکان و آبای خویش بشتابیم با نگهداری مرمت کوچه باغهای باستانی مان*****
در ادامه مطلب می توانید عکس را ببینیدتوجه داشته باشید که عکس ها در اندازه های بزرگ می باشند و نمایش کامل آنها در وبلاگ میسر نمی باشد با ذخیره عکس ها در رایانه خود به تماشای عکس ها با اندازه کامل بپردازید.
چنانچه دوست دارید در مورد هر کدام از آثار باستانی سیوند گزارشی تهیه کنیم حتما نام اثر را برای ما بفرستید و ما را از نظرات و پیشنهادات خویش دریغ نفرمایید.
به گزارش واحد مرکزی خبر،وزیر جهاد کشاورزی از تولید دو بذر اصلاح شده و مقاوم در برابر آفات و بیماری ها در پژوهشکده این وزارتخانه با نامهای "سیوند" و "پارسی" خبر داد.
به گفته وزیر کشاورزی بذر "پارسی" با تولید متوسط هشت تن و نیم در هکتار و بذر "سیوند" با میانگین برداشت هشت تن و ششصد کیلوگرم در هکتار ویژه مناطق معتدل در نظر گرفته شده است.
وزیر جهاد کشاورزی که 25 خرداد در جمع کشاورزان و بهره برداران نمونه کشور سخن می گفت "سیوند" و "پارسی" را از دستاوردان دانشمندان و پژوهشگران ایرانی دانست و ابراز امیدواری کرد که دو گونه بذر اصلاح شده تازه موجب بهبود و افزایش تولید در بخش کشاورزی کشور شود.
نام گذاری آثار و افتخارات ایران به نام زیبا و باستانی سیوند در پیشتر نیز انجام گرفته است چنانچه نام گذاری یکی از میدانهای نفتی در خلیج همیشه پارس بنام "میدان نفتی سیوند" همچنین "میدان گازی سیوند" نیز در سالهای پیش انجام پذیرفته است.
نام گذاری افتخارات و دستاوردهای ایران بزرگ بنام سیوند که نشان از تاریخ و پیشینه کهن و باستانی واژه سیوند همچنین زیبایی نام سیوند می دهد.و نام سیوند را علاوه در کوه،سد،رود و....در فرسنگ ها دورتر از سیوند در ارزشها و افتخارات هم به اهتزاز در می آورد.
سیوند همواره جایگاهی ویژه و بالا در نزد ایرانیان خوب داشته مردم سیوند نیز همانند همه ایرانیان به ایرانی بودن خویش می بالند و سربلندی و پیشرفت همه مردم ایران را از خدای ایرانیان خواستارند.
آء اء/ اآء/ اَ ـَ /؛/ اِ ـِ / ,/ اُ ـُ / ٌ/ ایٍ یٍ/ ایء یء/ یٍ ـیء/ اوٍ وٍ/ اوء وء/ وٍـوء/ بـ ب/ پـ پ/ تـ ت/ جـ ج/ چـ چ/ خـ خ/ د/ ذ/ ر/رٍ/ ز/ ژ/
سیوندی همانند ایران باستان مصوتهای بیشتری از فارسی امروزی دارد و صامتهای سیوندی با فارسی امروز متفاوت می باشد و خط امروزی فارسی نمی تواند همه مصوتها وصامتهای سیوندی را بیان نماید زبان سیوندی تا 80 سال پیش از خط میخی بهره می برده امیدواریم تا دو سه ماه آینده بتوانیم با خط میخی سیوندی در این وبلاگ استفاده کنیم اما م اکنون با همان خط فارسی وتغییراتی در آن تلاش کرده ایم همه صامت ها و مصوتها را در آن بگنجانیم در آینده ممکن است علامت برخی آواها تغییر کند اما مصوتها وصامتها در سیوندی همین می باشد. گنجینه واژگان که اکنون به وبلاگ افزوده گردیده بر اساس چنین آوا نویسی تنظیم شده است.
در آینده نزدیک واژگان بر اساس اسم،فعل،مونث،مذکر و.... نیز مشخص می گردند.
هاءر,
۲۱۲۸
ؤاءشاء
سـ س/ شـ ش/ فـ ف/ قـً قً/ قـ ق/ کـ ک/ گـ گ/ لـ ل/ مـ م
/ نـً نً/ نـ ن/ و/ ؤ/ هـ ه/ یـ ی/ ئـ ئ
سیوندی همانند ایران باستان مصوتهای بیشتری از فارسی امروزی دارد و صامتهای سیوندی با فارسی امروز متفاوت می باشد و خط امروزی فارسی نمی تواند همه مصوتها وصامتهای سیوندی را بیان نماید زبان سیوندی تا 80 سال پیش از خط میخی بهره می برده امیدواریم تا دو سه ماه آینده بتوانیم با خط میخی سیوندی در این وبلاگ استفاده کنیم اما م اکنون با همان خط فارسی وتغییراتی در آن تلاش کرده ایم همه صامت ها و مصوتها را در آن بگنجانیم در آینده ممکن است علامت برخی آواها تغییر کند اما مصوتها وصامتها در سیوندی همین می باشد. گنجینه واژگان که اکنون به وبلاگ افزوده گردیده بر اساس چنین آوا نویسی تنظیم شده است.
در آینده نزدیک واژگان بر اساس اسم،فعل،مونث،مذکر و.... نیز مشخص می گردند.
هاءر,
۲۱۲۸
ؤاءشاء
واژه ی «سیوند» می تواند با فارسی باستان [[ثیکا]] اسم مونث به معنی (سنگریزه، قلوه سنگ، شفته ی پایه ی بنا) ارتباط داشته باشد. واژه ی ثیکا سه بار در کتیبه ی داریوش بزرگ در شوش که درباره ی مصالح بنای کاخ او گفتگو می کند به کار رفته ایت، دوبار به صورت نهادی، مفرد در سطرهای بیست و پنجم و بیستو هشتم و یک بار به صورت رایی مفرد در سطر بیست و هفتم. هر چند واژه ی مورد نظر در کتیبه های فارسی باستان کاربرد دیگری ندارد اما کنت همان جا رویه ی 209 تصور می کند که معادل مادی واژه سک در ترکیب سیلیاوَتی که اصولا نام دژی دری در سرزمین ماد است و در کتیبه ی بیستون از آن نام برده شده، به کار رفته است و این دژ احتمالا دیواری ساخته شده از سنگ یا قلوه سنگ داشته است. در هندی باستان نیز واژه ی سیلاتا که آن نیز اسم مونث و به معنی سنگریزه است با واژه ی فارسی باستان ارتباط دارد و به احتمال وام واژه ای ایرانی است که ادامه ی آن را در خوارزمی شُغور به معنی سنگ داریم[1] تحول یافته ی واژه فارسی باستان را در زبانهای ایرانی میانه می بینم؛ در فارسی میانه سیگ (فره وشی، )[2] به معنی سنگ، تحول یافته ی همین واژه است و فارسی نو «سنگ» و فارسی میانه «سگ و سنگ» نیز با آن ارتباط لفظی و معنایی دارد. در فارسی میانه تورفانی سیگان به معنی «سنگی» و در گویش خوری سگ به معنی سنگ و در گویشهای جنوب خراسان سیگ به معنی شن و ماسه و شاید آذری سیین به معنی کاسه ی سفالی، .[3]
واژه ی سگ یا سیگ فارسی میانه در تحول طبیعی خود از دوره ی میانه به نو با حذف گ پایانی پس از داکه، می تواند به سی تحول یابد و همان معنی سنگ و سنگریزه را داشته باشد و با افزایش پسوند دارندگی «وند» (تحول یافته ی ونت باستان) به صورت «سیوند» در آید. بنابراین تحول واژه چنین خواهد بود:سیوند= سی+وند و معنی ترکیب دارنده ی سنگ، سنگ دار، سنگریزه دار و مانند آن خواهد بود و این معنی، با طبیعت منطقه نیز مناسبت دارد.[4]
*1-راهنمای فارسی باستان ص 147 زیر سیکا
*2-فرهنگ زبان پهلوی ص 397
*3-(بیلی راشد محصل، محمد تقی، «سجیل» در مجله ی دانشکده ادبیات تبریز سال 1363 شماره مسلسل 132).
*4-فصلنامه هستی، تابستان 1385نوشته ی محمد تقی راشد محصل پژوهشگاه علوم انسانی 24/12/84
پیشتر دوکتاب خارجی در مورد سیوندی را بطور جداگانه و چندین مقاله و کتاب خارجی را در مقاله ها آورده ایم اکنون به چند مرجع فارسی در مورد زبان سیوندی را معرفی می کنیم
*فرهنگ و زبانهاي باستاني واژهنامه ريشه شناسانه زبان سيوندي, / بهنام فاني سیوندی؛ به راهنمايي: محمودرضادستغيببهشتي. 10+219 صفحه، كتابنامه پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شيراز، دانشکده تحصیلات تکمیلی
*مهاجرین کرمانی،مژگان،بررسی زبان سیوندی از دیدگاه واج شناسی زایشی،به راهنمایی دکتر سید علی میر عمادی،کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی،دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی،1382
*رحیمی کازرونی نور محمد،گزارشی درباره زبان سیوندی،رساله پایان تحصیلی موسسه آسیایی دانشگاه شیراز،1356،80صفحه
*جمال زیانی ،زبان سیوندی،مجله دانشکده ادبیات شیراز،شماره5،صفحات 61-91
مقالات بالا در مورد زبان سیوندی نگاشته شده اند در مورد آداب و رسوم زندگی و...مردم سیوند نیز به مراجع زیر مراجعه کنید
*معتقدات و آداب ابرانی،ترجمه مهدی روشن ضمیر،تبریز موسسه تاریخ و فرهنگ ایران، دانشگاه تبریز،1375،ج2،ص260،باور مردم سیوند به تربت کربلا
*کتابشناسی توصیفی سیوند،شیراز،زیراکسی،1368
*آبهای مقدس ایران،شیراز،شرکت آب و فاضلاب شیراز،1379{انتشار1380}،صفحات 121-122،چاههای کوه الماس بری سیوند
همچنین رود سیوند
*رسوب شناسی رودخانه سیوند،پایان نامه کارشناسی ارشد رسوب شناسی و سنگ رسوبی،دانشگاه شهید بهشتی،دانشکده علوم زمین،کورش بختیار قلعه تکی،براهنمایی دکتر میر رضا موسوی طسوج،خرداد1377
*ارزیابی فنی تاسیسات آبی باستانی روی رودخانه کر و سیوند فارس،پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی سازه های آبی،دانشگاه شیراز،معصومه زند،اسفند1383
*شبیه سازی و بهینه سازی مصرف آب در حوزه آبریز زودخانه های کر و سیوند،رساله دکتری در رشته مهندسی آبیاری،دانشگاه شیراز،بهروز ابول پور،اسفند1383
مقالات زیر نیز به زبان انگلیسی در مورد سیوند می باشد.
THE DETERMINATION OF DIMETHOATE INSECTICIDE RESIDUES UPON THE CUCUMBER PRODUCT (FARS PROVINCE)
KOR RIVER, SIVAND RIVER, KORSIVAND RIVER
SHAYEGHI MANSOUREH,HOSSEINI MASOUMEH,ABTAHI MOHAMMAD
COST-BENEFIT ANALYSIS OF WATER TRANSFER OF SIVAND DAM
"کسی نیست یارای تاریخ بشتابد کسی توان ایستادن در برابر دژخیم کینه توز را ندارد
بر کدام آیین است جنگی چنین نابرابر تاریخ تاکنون تاخت و تاز چنگیز و اسکندر و هیتلر و صدام را به یکباره و در آن دیده است؟ یورش "بلوک" ،"تراکتور" "لودر" و...بر سرزمین "چیءن," و "بُشم,"؟چرا کسی نیست تا یاری کند او را ،اسرائیل کنون در آب و خاک که می تازد و "سِمَر" و "اِشکیٍز," به کدامین گناه کشته می شوند
متاسفانه یکی از ایرادهایی که بر کتابهای درسی گرفته می گردد عدم توجه به مخاطب کتاب و در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی،فرهنگی،زبانی،تاریخی و ...مکانی که در آن آموزش داده می شود است.
دیوارنهی به سبکی سیوندی و لوازم مربوط به آن مانند "کیٍلیءل داءن/قفلهای چوبی" سنتی است که بیش از 3000مردم سیوند بدان مشغولند و دیوارهای باغهای خویش را بدین شکل تعمیر و مرمت می سازند.
متاسفانه مدارس ما پر است از آموزه هایی که هیچ ربطی به زندگی آنها ندارد و به هیچ کار آنها هم نمی آید آموزهای ما در آموزش و پرورش خلاصه می گردد به یک سری مطالب تئوری که برخی هیچ ربطی به ذانش آموزان هم ندارد چه نیک و پسندیده است که دانش آموزان سیوندی همراه با آموزگار خویش به باغهای تاریخی سیوند بروند و میراث گرانسنگ و گران بهای نیاکان خویش را فراگیند و به فراموشی نسپارند کوچه باغهای تاریخی سیوند و "کیٍلیءل داءن" آن می تواند بخش عملی درس حرفه و فن مدارس راهنمایی سیوند شود همچنین زیبایی که خداوند در کوچه باغهای 3000ساله سیوند نهاده در هم آمیزش درخت و کاهگل و آب تاریخ و.....جلوه های زیبایی را برای انواع طراحی و نقاشی درس هنر دانش آموزان فراهم نموده است.
در ادامه مطلب می توانید عکس های کوچه باغهای 3000ساله سیوند را ببینیدتوجه داشته باشید که عکس ها در اندازه های بزرگ می باشند و نمایش کامل آنها در وبلاگ میسر نمی باشد با ذخیره عکس ها در رایانه خود به تماشای عکس ها با اندازه کامل بپردازید.
چنانچه دوست دارید در مورد هر کدام از آثار باستانی سیوند گزارشی تهیه کنیم حتما نام اثر را برای ما بفرستید و ما را از نظرات و پیشنهادات خویش دریغ نفرمایید.
*********************کوچه باغهای 3000ساله سیوند هم باید در میراث تاریخی و باستانی ایران و هم در میراث طبیعی ایران ثبت شود پس همه با هم تلاش و کوشش و نگهداری برای ثبت میراث کهن سیوندی
زبانان********************
سرچشمه این رود را قاضیان قصر یعقوب،دهکده ای حدود 30کیلومتری شمال غربی جلگه پاسارگاد می باشد که پس از طی مسافتی از راه به آب رودخانه لاسور و یک شاخه دیگر از آب قشلاق پیوسته و جمعا تشکیل رودخانه سیوند را می دهند.
اما بر اعتقاد برخی سرچشمه این رود بسیار بالاتر از این مکان بوده و کوههای خسرو شیرین اقلید یا دریاچه کافتر در سرحد چهار دانگه را منشا و سر چشمه رود می دانند.
رود سیوند پس از سیراب ساختن زمینهای روستاهای در راه خود در پایان در نزدیکی پل خان به رود کر می ریزد.
نام رود سیوند در نوشته های ابن بلخی (قرن پنجم)،استخری،مقدسی،ابن بلخی،مستوفی،حافظ برو،یاقوت حموی آمده است.
در غرب سیوند کنونی در کنار بستر رود سیوند بقایای ویران شده یک بند به چشم می خورد که در گذشته جهت استفاده نمودن ازآب این رود برای آبیاری باغات و مزارع این ناحیه بنا گردیده است واکنون ویرانه های آن به صورت چند ستون در میان رود باقی مانده است.
در شمال رود سیوند "اَلماءس بُریٍ/آثار سیوند" قرار دارد که در زمان هخامنشیان از سنگهای این کوه برای ساخت در تخت جمشد استفاده گردیده است به گونه ای که قطعات بزرگ سنگ را پس از جداکردن از کوه آن را به پایین پرت نموده و سپس با چوب و ارابه به کنار رود سیوند که چندان مسافتی هم با آن ندارد آورده و همانگونه که سنگهای عظیم اهرام مصر را از آن سوی نیل توسط قایقهای مخصوص و چوبهای به سوی دیگر می برده اند سنگها را نیز با قرار نهادن بر روی این رود به تخت جمشید می برده اند.
رود سیوند یکی از مقدس ترین وسپنتاترین رودهای ایران در نزد پارسیان بوده است چونانکه مهمترین آثار پیش از اسلام ایران با این رود در ارتباط اند.
برای نمونه آب مورد نیاز تخت جمشید از این رود تامین می شده است و در نزدیکی نقش رستم بندی بوده که بخشی از آب رود را به درون کاخ هدایت می نموده است و نیز بیشه زارهای روبروی تخت جمشید از رود سیوند پدیدار می گشته است.
رود سیوند از میان شهر تاریخی استخر می گذشته و آب مورد نیاز این شهر از این رود تامین می شده است.
جلگه باستانی پاسارگاد نیز در کناره این رود پدیدار آمده بوده است ودر واقع عامل پیدایش پاسارگاد در این مکان رود سیوند بوده است.
بر روی این رود از دیرباز بندها و سدهای بسیار در جلگه پاسارگاد،تنگه بلاغی،سیوند و ....احداث شده است و برخی نیز بر این باورند که وجه تسمیه سیوند نیز همین رود بوده است به طوری که سی بند بزرگ در روی این رود قرار داشته است.
رود سیوند وزایش و برکتی که بوسیله سیراب نمودن کشتزارها و باغهای سیوند برای سیوندیان داشته هماره بخشی از زندگی مردم سیوند بوده و در باورها و آیین های خویش بر سان اسطوره ای سترگ و نماد باروری و روزی خداوندگار برای مردم سیوند بوده است.
توجه داشته باشید که آب رودخانه در چند کیلومتری شمال سیوند ("کاءن,ساءر/سرچشمه") بدلیل چشمه هایی که در این محدوده بدلیل سنگریزه ای بودن آن وجود دارد چند برابر می شود ودر دو سه کیلومتری جنوب سیوند آب رود خانه بسیار کاهش می یابد که در افسانه های سیوندی آمده است که در زیر این رود رود دیگری در جریان است که تنها ازان سیوندیان است و خداوند این نعمت را تنها برای سیوندیان ارزانی داشته است.
همچنین در بستر رودخانه در محدوده سیوند امامزاده ای بنام ابراهیم علیه السلام وجود دارد با اینکه رود سیوند همه ساله بارها در زمستان طغیان کرده اما به این امامزاده آسیبی نرسانده است مردم سیوند بر این باورند کهزمینه پیدایش این امامزاده همین بوده و آب با توجه به آنکه بارها دور تا دور امامزاده را فراگرفته اما هیچگاه به آن آسیبی نمی رساند و می گویند که این امامزاده در گذشته ناشناخته بوده و نرفتن آب در این مکان زمینه سازز پیدایش این امامزاده گردیده است این موضوع در چندسال اخیر به هنگام طغیان رود سیوند نیز دیده شده است.
رود سیوند همانند کوچه باغهای تاریخی سیوند که در کنار آن قرار دارد در سالهای اخیر وضع مناسب و چندانی نداشته است و توسط عوامل انسانی تخریبهای بسیار به زیست بوم آن وارد گردیده است
مهمترین عوامل تهدید کننده رود سیوند را می توان به زیر اشاره نمود.
1-برداشت ماسه از کف رود سیوند که تردد بیش از حد لودر و کمپرسی و حتی تراکتور به رود و کوچه باغهای سیوند از یک سو تخرب حیات و بستر رودخانه از سوی دیگر را به دنبال دارد.
2-ساخت راه جدید شیراز_اصفهان و ورود غریبه ها به ویژه مرودشت و روستاهای اطراف آن به رودخانه و رهاسازی زباله و موادپلاستیکی غیرقابل تجزیه در رودخانه و اطراف آن
3-ورود پساب ناشی از زمینهای کنار رودخانه که بدلیل استفاده بیش از حد آفت کش و علف کش و دیگر سموم در ایران سبب آلودگی آب و اثرات بسیار بد بر روی آبزیان رودخانه می گردد.
4-متاسفانه در چند روز اخیر در اقدامی شگفت انگیز اداره راه جهت تعویض آسفالت جاده جدید شیراز اصفهان با تراشیدن آسفالت کهنه که عملا هیچ خاصیتی ندارد آن را در کنار رود سیوند به بهانه آسفالت جاده ای که از کوچه باغهای سیوند جاده قدیم را به جاده جدید منتقل می کند ریخته است. توجه داشته باشید که این آسفالت خاصیت چسبندگی خود را از دست داده و هم از نظر تخریب کوچه باغها و هم از نظر تخریب رودخانه کاری غمناک است که نشاندهنده عدم توجه کارکنان اداره راه و عدم شعور و درک این کارکنان و همچنین بی مسئولیتی شورای سیوند می دهد.از آنجاد که قیر ماده ای نفتی است و اثرات بسیاری بر روی آبزیان درون رود بدلیل ورود آسفالت به رودخانه به خصوص در هنگام بارندگی می گذارد.
عکس ها ی رودسیوند را می توانید در ادامه مطلب ببینید.توجه داشته باشید که عکس ها در اندازه های بزرگ می باشند و نمایش کامل آنها در وبلاگ میسر نمی باشد با ذخیره عکس ها در رایانه خود به تماشای عکس ها با اندازه کامل بپردازید.
چنانچه دوست دارید در مورد هر کدام از آثار باستانی و طبیعی سیوند گزارشی تهیه کنیم حتما نام اثر را برای ما بفرستید و با نوشتن نظرات خود ما را در بهبود وبلاگ یاری فرمایید.